خوارج از دیدگاه نهج‌البلاغه‌ صفحه 82

صفحه 82

حضرت همچنان خاموش و آرام به حركت خويش ادامه داد و هيچگونه عكس‌العمل نشان نداد و غير از اين هم ممكن نبود زيرا آغاز يك نبرد در پشت دروازه كوفه بين دو گروه از يك ارتش در برابر ديدگان اهالي كوفه آن هم پس از واقعه‌ي صفين فعلا كار بيهوده‌اي بود، از اين رو حضرت با حلم و بردباري مخصوصي توجهي به سخنان كفرآميز آنان نكرد تا به دروازه‌ي كوفه نزديك شدند.

گورستان خاموش

ناگاه گورستان خاموش نظر علي (ع) را به خود جلب كرد او در اين حال گويا موقع را مناسب ديد كه براي بيدار كردن افكار و هشدار دادن به مردم لب به سخن بگشايد و با مردگان زنده‌دل سخن بگويد تا اينكه زندگان مرده‌دل كه در هر عصر و زمان در نتيجه‌ي افراط در دلبستگي به اين دنيا آتش حرص و آز را شعله‌ور مي‌سازند حق‌كشي‌ها مي‌كنند، و فتنه‌ها به راه مي‌اندازند، تكاني بخورند و پند بگيرند، و متنبه شوند، خطاب به خاك‌نشينان چنين گفت:

يا اهل الديار الموحشه و المحال المقفره والقبور المظلمه، يا اهل التربه، يا اهل الغربه يا اهل الوحده، يا اهل الوحشه انتم لنا فرط سابق، و نحن لكم تبع لاحق اما الدور فقد سكنت و اما الازواج فقد نححت و اما الاموال فقد قسمت. هذا خبر ما عندنا، فما خبر ما عندكم؟ [58] اما لو اذن لهم في الكلام لاخبروكم ان «خير الزاد التقوي» [59].

اي ساكنان خانه‌هاي ترسناك و جاهاي ناآباد قبرهاي تاريك،

اي خاك‌نشينان، اي دورماندگان از وطن، اي اهالي تنهائي و وحشت. شما پيشرو مائيد كه جلو رفته‌ايد و ما پيروان شما كه به شما ملحق مي‌گرديم به شما بگويم كه: خانه‌هاي شما را ديگران ساكن شدند، و زنان شما را ديگران گرفتند و مالهاي شما را قسمت كردند اين گزارش چيزي است كه نزد ماست شما بگوئيد گزارش چيزي كه نزد شماست چيست؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه