- مقدمه 1
- پيشگفتار 3
- اشاره 6
- تاريخي پرطوفان و حساس 6
- دوران سازندگي 7
- دوران چشمپوشي در راه هدف 10
- دوران فرمانروايي 15
- نقش رهبر در اصلاح و فساد جامعه 22
- علت انحراف جامعه پس از پيامبر 26
- اسارت دين 29
- اشاره 30
- ابرهاي تيره كنار رفت 30
- رايي قاطع و استوار 32
- اشاره 34
- احياء حق و محو طاغوت 34
- آگاهي و هشياري 35
- بزرگترين خيانت 39
- آزادي انتقاد 39
- مبارزه با سه جبهه 41
- اشاره 41
- اشاره 41
- مبارزهي دو بينش 42
- مبارزهي ايدئولوژيكي 43
- اشاره 43
- اشاره 44
- باز هم مبارزهي ايدئولوژيكي 44
- نهجالبلاغه جاويدان 45
- نخستين چهره خوارج 46
- اجتهاد در مقابل نص 46
- اشاره 46
- چهره خوارج 46
- رهبر و پايهگذار خوارج 47
- اشاره 47
- اگر من عادل نباشم چه كسي؟ 48
- مرد پستاندار 49
- انگيزه مبارزه با خوارج 50
- اشاره 50
- خطر سياسي اين مبارزه 51
- علل پيروزي خوارج 52
- اشاره 52
- دشمن داخلي 53
- ظواهر فريبنده 53
- دشمني كه دوست بوده است 54
- پايداري و استقامت 54
- روش مبارزه با خوارج 55
- حكومت آزاديبخش و رئوف 55
- اشاره 55
- حكومت حق و عدالت 56
- آغاز عصيان خوارج 57
- سياست قرآن بر سر نيزه كردن 58
- كاربرد حربه عوامفريبي 59
- انتخاب نماينده 60
- اشاره 60
- اشعث بن قيس را بهتر بشناسيم 61
- افسر ماجراجو 61
- شهود طرفين 62
- اشاره 62
- طرفين عهدنامه 62
- اميرمومنان و وفاء به پيمان 63
- آغاز غوغاي خوارج 64
- اشاره 64
- چهره ابوموسي 65
- خوارج دستآويز دشمنان علي شدند 65
- متن سخنراني 70
- پاسخ عمار 71
- اشاره 72
- افكار ارتجاعي 72
- روز آتشبس 72
- سيماي مردم شام 73
- ابوموسي از نظر روشنفكران 75
- شعاري كه خونها به راه انداخت 76
- عكسالعمل عهدنامه 76
- اشاره 76
- بازگشت به كوفه 79
- اضطراب ارتش 79
- تصميم ناگهاني 81
- اشاره 81
- گورستان خاموش 82
- اميرمومنان و مشكلات بزرگ 84
- بزرگواري و عدالت 84
- اشاره 84
- فرمانرواييها 85
- اشاره 86
- شكيبايي علي 86
- در مجامع عمومي 87
- توضيحي درباره اين شعار خونين 88
- اشاره 94
- مناظرات اميرالمومنين علي با خوارج 94
- نخستين مذاكره 94
- مناظره ابنعباس 96
- ترتيب مناظرات حضرت 98
- مناظرات حضرت با خوارج 98
- خاطره صفين را به ياد آوريد 100
- اشاره 100
- خاطره جاودانه جهادهاي اوليه 103
- مهمترين اعتراضات خوارج 105
- اشاره 105
- حكميت بر اساس قرآن محترم است 106
- خطابي تند و سازنده 108
- خوارج و منافقين 111
- اشاره 111
- معاويه تحريك ميشود 112
- استقامت در عقيده 115
- موج ترور و وحشت 117
- اشاره 117
- ترور عبدالله بن خباب 118
- هشداري بزرگ 120
- اشاره 126
- كنفرانسهاي خوارج 126
- ارتش علي بسيج ميشود 128
- آخرين هشدار علي 130
- پس از من خوارج را نكشيد 135
- اشاره 135
- رفع اشكال 135
- پايان پيكار 137
- اشاره 137
- دستور بازگشت به كوفه 138
- سرانجام فريبخوردگان 139
- علم غيب از ديدگاه قرآن 141
- اشاره 141
- تحقيقي در علم غيب 141
- روش نتيجهگيري از قرآن 144
- علم غيب از ديدگاه روايات 145
- احاطه امامان به غيب 149
- رشد عقلي 151
- اشاره 151
- از نظر روانشناسي 151
- از ديدگاه قرآن 154
- رشد عقلي از نظر احاديث 161
- پاورقي 169
چيزي نگفته پس حكميت دو گروه مسلمانان باطل است.
ترتيب مناظرات حضرت
همانطور كه قبلا بيان شد مذاكرات زيادي بين حضرت و خوارج صورت گرفته كه همه در نهجالبلاغه و كتب تاريخ ثبت گرديده اما يكي از مشكلات پژوهشگران تاريخ تنظيم و ترتيب اين مذاكرات است كه هيچكدام از گزارشگران يكجا و مرتب آنها را ذكر نكردهاند، بلكه به طور پراكنده بيان شده است، و اگر چنين اقدامي به عمل آمده بود كه تاريخ روزهاي مذاكره و ترتيب مذاكرات را ضبط كرده بود تاثير رواني سخنان حضرت بهتر روشن ميگشت و بسياري از حقائق تاريخ روشنتر ميشد.
نكتهاي كه مسلم است اين است كه آن حضرت همان روش و تدبير شايسته خود را براي بيدار ساختن خوارج و اتمام حجت بر آنها به كار برده است.
مناظرات حضرت با خوارج
لحظه به لحظه غوغاي خوارج بالا ميگرفت و به صورت غائله بزرگي افكار جهان اسلام را به خود جلب ميكرد، و اين گروه كجانديش دست به تبليغات دامنهدار و نادرستي زده سعي ميكردند كه به اجتماع چنين وانمود كنند كه آن حضرت با ميل و رغبت خود طرح حكميت را پذيرفته و اكنون كه اين طرح موجب سرشكستگي مسلمانان گشته است تمام مسئوليتها متوجه آن حضرت است و بر اساس عقيدهي مخصوص خودشان كه هر گناه بزرگي را موجب كفر ميدانستند ميگفتند كه: علي در اين اشتباه به كفر گرائيده است و ميبايست در پيشگاه خدا و ملت پوزش بطلبد چون اين تبليغات با اين وصف افراد سطحي را كه قشر نسبتا مهمي از جامعه را تشكيل ميدهند تحت تاثير قرار داده بود لذا لازم بود كه نظر و سخنان آن حضرت دربارهي آنها و متن مذاكراتش با آنها در ميان مردم منتشر شود تا پردههاي ابهام از جلوي چشمها به كنار برود و حقيقت امر روشن گردد.