الجمل و النصره لسید العترة یا نبرد جمل صفحه 135

صفحه 135

آماده برای رفتن به بصره شدند، این خبر به علی (ع) رسید و پس از آن هم نامه‌ای رسید که حاکی از اخبار آن قوم بود.


(1) در این هنگام امیر المؤمنین علی (ع) ابن عباس، محمد بن ابی بکر، عمار بن یاسر و سهل بن حنیف را فرا خواند و این موضوع و خبر تصمیم آن قوم را برای رفتن به بصره در اختیار ایشان نهاد و سپس فرمود، اکنون نظریه خود را بگویید و رأی خویش را بازگویید تا بشنوم. عمار گفت: رأی درست این است که به کوفه حرکت کنیم. زیرا اهل آن شیعه مایند و این قوم هم آهنگ بصره دارند. ابن عباس گفت: ای امیر المؤمنین! رای درست به عقیده من چنین است که نخست کسانی را به کوفه فرستیم و آنان با تو بیعت کنند و خود، نامه برای ابو موسی اشعری بنویسی که برای تو بیعت بگیرد و خودش بیعت کند و سپس به کوفه حرکت کنیم. چون به کوفه رسیدیم، با شتاب و پیش از آنکه آن قوم به بصره برسند، اقدام کنیم و نیز تو نامه‌ای به ام سلمه بنویسی و او را همراه خود ببری که برای تو نیرو و قوتی خواهد بود.

امیر المؤمنین (ع) فرمود: راه درست این است که خود با کسانی که همراه من خواهند شد حرکت کنم و به تعقیب ایشان پردازم. اگر در راه به آنان برسم، فرو می‌گیرمشان و اگر به آنان نرسیدم به مردم کوفه نامه خواهم نوشت و از شهرهای دیگر هم نیروی امدادی خواهم خواست و به سوی آنان خواهم رفت. اما در مورد ام سلمه، من بیرون آوردن او را از خانه‌اش روا نمی‌بینم، هر چند آن دو مرد نسبت به عایشه چنان رفتار کرده‌اند. در همین حال اسامة بن زید وارد شد و گفت: ای امیر المؤمنین! پدر و مادرم فدای تو باد! تنها حرکت مکن، بلکه به ینبع برو و در مزرعه خود مقیم باش و بر مدینه مردی را بگمار که این اعراب را فقط جنب و جوشی است و سپس همگی به سوی تو بازمی‌گردند. «1»

ابن عباس به اسامه گفت: بدون اینکه سوء نیتی داشته باشی پیشنهاد مناسبی نکردی و این رأی تو درست نیست، زیرا چنان است که شتر تنومندی خویش را چون کفتار در لانه خود فرو برد. اسامه پرسید: پس رای درست چیست؟ گفت، آنچه من پیشنهاد کردم و از آن بهتر آنچه که امیر المؤمنین خود صلاح بداند و اختیار کند.


______________________________
(1) در تاریخ طبری؛ ج 5، ص 16، آمده است که این پیشنهاد از سوی ابن عباس بوده است.
(1) آنگاه امیر المؤمنین علی (ع) میان مردم ندا داد که، آماده برای حرکت شوید که طلحه و زبیر بیعت شکسته‌اند و عهد و پیمان گسسته، و عایشه را از خانه خود بیرون آورده‌اند و آهنگ بصره دارند تا در آنجا فتنه‌انگیزی کنند و خون مسلمانان را بریزند. آنگاه دستهای خویش را به آسمان بلند کرد و عرضه داشت: پروردگارا! این دو مرد بر من ستم روا داشتند و عهدم را شکستند و پیمانم را گسستند و بدون اینکه حقی داشته باشند با من به ستیز پرداختند. پروردگارا! آن دو را به ستمی که کردند بگیر و مرا بر آن دو یاری کن و پیروز نمای.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه