الجمل و النصره لسید العترة یا نبرد جمل صفحه 152

صفحه 152

را برای همه مردم مبعوث کرد (1) و او را برای همه جهانیان مایه رحمت قرار داد و او پیامهای پروردگار خویش را ابلاغ کرد و خداوند به وسیله او از هم گسیختگی را منظم کرد و پراکندگی را به صورت اتحاد در آورد و راهها را امن و خونها را محفوظ داشت و به وسیله او میان افرادی که نسبت به یکدیگر کینه‌ها و دشمنیهای افروخته در سینه‌ها داشتند الفت و دوستی پدید آورد. خداوند او را در حالی که ستوده بود و رسالت خود را انجام داده و برای امت خیرخواهی کرده بود، بازگرفت. و چون او- که درود خدا بر او و خاندانش باد- رحلت کرد ما را از حق خویش محروم کردند و بازداشتند و آنان که می‌خواستند به حکومت رسیدند. سپس عثمان بن- عفان حکومت را در دست گرفت. او بر شما دست یازید و شما به او دست یازیدید و سرانجامش به آنجا کشید که کشید. آنگاه پیش من آمدید و گفتید: بیعت ما را بپذیر. گفتم: نمی‌پذیرم. گفتید: چاره نیست، و خودتان دست مرا گرفتید و گشودید و چون شتران تشنه که روز نوبت خود به آبشخور هجوم می‌آورند بر من هجوم آوردید تا آنجا که ترسیدم با هجوم خود مرا بکشید یا آنکه برخی زیر دست و پای دیگران کشته شوند و با من بیعت کردید و من از آن بیعت شاد و خشنود نبودم و خداوند سبحان می‌داند که من حکومت میان امت محمد (ص) را خوش نمی‌دارم؛ که از آن حضرت شنیدم می‌فرمود: هر حاکمی که حکومت بر امت مرا عهده‌دار شود، روز قیامت او را در حالی که دستهایش را به گردنش بسته‌اند پیش مردم حاضر می‌کنند و کارنامه‌اش را بررسی می‌کنند. اگر عادل بوده رها می‌شود و اگر ستمگر بوده است زبون و بدبخت می‌شود. سپس سران شما بر من اجتماع کردند و طلحه و زبیر با من بیعت کردند در حالی که غدر و مکر را در چهره‌ها و پیمان‌شکنی را در چشمهای ایشان می‌دیدم. آنگاه آن دو از من برای عمره گزاردن اجازه خواستند و به آنان گفتم که آهنگ عمره ندارید و چون به مکه رسیدند، حرمت عایشه را چنان که شاید رعایت نکردند و او را فریفتند و فرزندان بردگان آزاد شده در فتح مکه، با عایشه راه افتادند و به بصره رفتند و آنجا پرده حرمت مسلمانان را دریدند و کارهای بسیار زشت انجام دادند. و جای بسی شگفت است که آن دو در بیعت خود با ابو بکر و عمر پایداری کردند و بر من ستم روا داشتند و حال آنکه هر دو می‌دانند که من فروتر از آن دو [ابو بکر و عمر] نیستم و اگر می‌خواستم چیزهایی بگویم، می‌گفتم. معاویه هم از شام برای طلحه و زبیر نامه‌ای نوشته و آن دو را فریب داده است و آن را از من پوشیده داشتند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه