الجمل و النصره لسید العترة یا نبرد جمل صفحه 158

صفحه 158

عایشه گفت: پس تو از طرف خودت نیز همان خبری را که او ابلاغ کرده است، ابلاغ می‌کنی؟ برخیز و از پیش من بیرون شو و برگرد.


(1) عمران و ابو الاسود از پیش عایشه بیرون آمدند و پیش طلحه رفتند و به او گفتند: ای ابو محمد! آیا تو مردم را برای جنگ با پسر عموی رسول خدا- که فضایل او چنین و چنان است- جمع می‌کنی؟ و شروع به بر شمردن مناقب و فضایل و حقوق علی (ع) کردند. طلحه شروع به ناسزا گفتن و دشنام دادن به علی (ع) کرد و گفت:

هیچ کس به بدی او نیست و به خدا سوگند بزودی امور دیگری را خواهد دانست.

آن دو از خانه طلحه بیرون آمدند و با یکدیگر می‌گفتند: این مرد مدنی خشمگین است؛ سپس به خانه زبیر رفتند و با او هم همان گونه سخن گفتند. او هم به علی (ع) ناسزا گفت و دشنام داد و به گروهی که پیش او بودند، گفت: صبح ایشان را فروگیرید پیش از آنکه عصر آنان شما را فروگیرند.

عمران و ابو الاسود از پیش زبیر بیرون آمدند و نزد عثمان بن حنیف برگشتند و موضوع را به او گفتند و او به مردم اجازه شروع جنگ را داد و اعلام جنگ کرد. «1»

-2

شادی حفصه‌


(3) چون به عایشه خبر رسید که امیر المؤمنین (ع) در ذو قار فرود آمده است، به حفصه، «2» دختر عمر چنین نوشت:

اما بعد، اکنون ما در بصره فرود آمده‌ایم و علی در ذو قار است و گردنش چنان شکسته شده است که گویی تخم مرغی را به کوه صفا کوبیده باشند و چون شتر سرخ- موی محاصره شده است که اگر قدمی پیش گذارد دشنه به گلویش فرو می‌برند و اگر قدمی به عقب رود از پشت پاهایش را قطع می‌کنند.

چون این نامه به حفصه رسید، شاد شد و کودکان خاندان تیم و عدی را دعوت


______________________________
(1) برای اطلاع بیشتر، رجوع کنید به ابن اثیر، کامل التواریخ؛ ج 3، ص 82 و تاریخ طبری، ترجمه ابو القاسم پاینده؛ ص 2370. م
(2) حفصه- دختر عمر- همسر پیامبر (ص) می‌خواست از مکه با عایشه همراه شود، برادرش عبد الله بن عمر از این کار او جلوگیری کرد، حفصه در شعبان سال 45 ه ق در مدینه درگذشت، رجوع کنید به نویری، نهایة الارب، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی؛ ج 5، ص 117. م
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه