- مقدمه مترجم 1
- شرح حال شیخ مفید 1
- آثار علمی شیخ مفید 5
- کتاب الجمل 6
- روش ترجمه 11
- [مقدمه: شبهه در جنگ جمل] 13
- سخن در اختلاف نظر مردم درباره جنگ جمل و کشتار آن 14
- اختلاف عقیده فرقهها 15
- عقیده معتزله 19
- عقیده خوارج 24
- عقیده شیعه 25
- عصمت امیر المؤمنین علی (ع) 26
- امامت علی (ع) بر طبق نص ثابت میشود. 27
- پرداخت صدقه در حال نماز 28
- حدیث منزلت 28
- نظری درباره نصوص 32
- انکار کردن خوارج و امویان، فضل علی علیه السلام را 33
- جواز کشتن ناکثان [شرکت کنندگان در جنگ جمل] 34
- بیعت با امیر المؤمنین علی (ع) پس از عثمان 35
- خودداری سعد بن ابی وقاص و اسامة بن زید از شرکت در جنگ جمل 39
- سؤال: 39
- اشاره 39
- پاسخ: 40
- بیعت مهاجران 46
- بیعت انصار 47
- بیعت بنی هاشم 48
- اشاره 48
- بیعت شیعیان دیگر 48
- اجبار در بیعت 49
- انکار گروهی، بیعت أبو بکر را 53
- کراهت مسلمانان از خلیفه ساختن ابو بکر، عمر را 56
- صحابه در شورا 57
- خطبه شقشقیه 59
- خطبه علی (ع) روزی که با او بیعت شد 59
- خودداری امیر المؤمنین از پذیرفتن بیعت مردم 61
- بیعت طلحه و زبیر با علی (ع) 62
- ناکثان «1» (پیمانگسلان) 65
- انگیزههای قیام بر ضد عثمان 66
- ناسپاسی و شوراندن طلحه مردم را بر عثمان 73
- ناسپاسی و شوراندن عایشه، مردم را نسبت به عثمان 75
- پشیمانی طلحه و زبیر از بیعت 77
- زن و حجاب 79
- عایشه، علی را دشمن میدارد 82
- عایشه نخست شادمان و سپس اندوهگین میشود 85
- برائت امیر المؤمنین علی (ع) از خون عثمان 91
- آنچه از کردار عثمان که مورد اعتراض قرار گرفت 95
- علی (ع) عثمان را نصیحت میکند 102
- خطبه عثمان 104
- نامه عثمان به معاویه 107
- آراء مختلفی که در مورد کارهای عثمان اظهار داشتهاند 108
- عقیده جاحظ درباره علی (ع) 112
- عقیده طرفداران عثمان در این باره 113
- دفاع از علی علیه السلام 117
- فتنه جمل 124
- رایزنی پیمانگسلان با یکدیگر 131
- ام سلمه عایشه را بر حذر میدارد 132
- علی با پیمانگسلان جهاد میکند 134
- نامه علی (ع) به ابو موسی اشعری 136
- نامه علی (ع) برای اهل کوفه 138
- خطبه امام حسن و عمار و قیس در کوفه 139
- خطبه ابو موسی اشعری 140
- برخاستن زید و یارانش 141
- اشتر به سوی قصر حکومتی میرود 143
- خطبه اشتر 144
- خطبه حجر بن عدی 145
- علی (ع) در راه 148
- خطبه عمار در کوفه 148
- خطبهای دیگر در ذو قار 151
- خطبه علی (ع) در ذو قار 151
- سخنان ابو التیهان 153
- عدی بن حاتم 154
- ابو زینب ازدی 154
- عثمان بن حنیف و پیمانگسلان 155
- شادی حفصه 158
- ام کلثوم نزد حفصه 159
- خطبه عایشه در مربد 159
- پیوستن ابن حنیف به علی (ع) 163
- علی (ع) در بیت المال 164
- زبیر در حال شک و تردید 165
- خبر دادن علی (ع) درباره تعداد کسانی که از کوفه پیش او خواهند آمد 167
- موضع احنف بن قیس 168
- نامه عایشه به مردم مدینه و یمامه 170
- خطبه طلحه 172
- خطبه دیگر طلحه 174
- خطبه عایشه 176
- نصیحت علی (ع) به اصحاب جمل 178
- علی (ع) لشکر را مرتب میکند 182
- خطبه ابن زبیر 186
- خطبه طلحه 187
- خطبه حسن بن علی 187
- خطبه امیر المؤمنین علی (ع) 188
- شروع جنگ 190
- خطبه علی (ع) روز جنگ جمل 203
- کشته شدن طلحة بن عبد الله 218
- کشته شدن زبیر بن عوام 221
- امیر المؤمنین علی (ع) کشتهشدگان را مورد خطاب قرار میدهد 224
- شهید با خون خود احتجاج میکند 226
- نامههای علی (ع) به مدینه و کوفه 226
- زهد علی (ع) 229
- خطبه علی (ع) 229
- خطبه علی پس از تقسیم اموال 230
- نامه علی (ع) به اهل کوفه 231
- روش علی (ع) درباره مردم بصره 232
- نکوهش علی (ع) مردم بصره را 233
- انگیزههای کینه و دشمنی عایشه 234
- فرستادن عایشه به مدینه 237
- اعتراف مروان به ستم خویش 238
- ابن عباس والی بصره 240
- فهرست راهنما 253
میکنی من هم از تو اطاعت کنم و چون از فرمان خدا سرپیچی کنی، طاعتی برای تو بر ما نخواهد بود. (1) فرمود: آری، و صدای خود را کشیده و بلند کرد. دست بر دستش نهادم و بیعت کردم. آنگاه امیر المؤمنین (ع) به محمد بن حاطب که دورتر نشسته بود توجه کرد و فرمود: چون خواستی پیش قوم خود برگردی، نامهها و گفتار مرا به آنان ابلاغ کن. محمد برخاست و نزدیک رفت و برابر او نشست و گفت: چون من پیش قوم خود برسم، خواهند پرسید که عقیده این دوست تو [یعنی حضرت امیر] نسبت به عثمان بن عفان چیست؟ ناگاه کسانی که اطراف علی (ع) بودند شروع به دشنام دادن به عثمان کردند و من دیدم که او از این کار چنان ناراحت شد که عرق بر پیشانیش نشست و سپس خطاب به آنان گفت. ای قوم! بس کنید که برای شما این سؤال طرح نشد و کسی از شما نپرسید. «1» کلیب میگوید: هنوز از لشکرگاه علی (ع) بیرون نیامده بودم که مردم کوفه رسیدند. آنان میگفتند: عجیب است که میبینیم برادران اهل بصره ما میخواهند با ما جنگ کنند و در حالی که با تعجب میخندیدند، میگفتند: به خدا اگر رویاروی شویم داد حق را خواهیم داد. و چنان بود که میپنداشتند کشته نمیشوند.
گوید: من نامههای علی (ع) را با خود آوردم و پیش یکی از آن دو مرد رفتم.
نامه را پذیرفت و پاسخ مثبت داد؛ سراغ دیگری را گرفتم که خود را مخفی کرده بود، نشانم دادند. اگر به او میگفتند کلیب آمده است مرا نمیپذیرفت. من پیش او رفتم و نامه را به او دادم و گفتم این نامه علی است و به او گفتم که من به علی (ع) گفتهام تو سالار قوم خود هستی. او از پذیرفتن نامه خودداری کرد و پاسخ هم نداد و گفت مرا نیازی به سروری نیست. کلیب میگوید: به خدا سوگند! من هنوز در بصره بودم و نزد علی (ع) بازنگشته بودم که آنان آمدند و سپید چهرگانی را که همراه علی (ع) بودند دیدم که فرا رسیدند.
-2
خبر دادن علی (ع) درباره تعداد کسانی که از کوفه پیش او خواهند آمد
(3) نصر بن عمرو بن سعد، از اجلح، از زید بن علی (ع) نقل میکند که میگفته است:
چون از مردم کوفه که در فلاتی در حال حرکت بودند خبری به امیر المؤمنین علی (ع)
______________________________
(1) این گفتگوی محمد بن حاطب، در عقد الفرید ابن عبد ربه؛ ج 4، ص 305، با افزونیهائی آمده است. م