هم آن را نقل کردهاند و دانشمندان در مورد صحت صدور این قول از آن دو، اختلافی ندارند و حتی آن دو تا هنگام مرگ بدون تردید همین عقیده را داشته و با آن عقیده از دنیا رفتهاند.
(1) ابن یحیی نقل میکند که ابو الهذیل علاف هم «1» در مورد امیر المؤمنین علی (ع) و عایشه و طلحه و زبیر همین عقیده را داشته و نظر این دو پیشوای معتزله را پیروی میکرده است و همواره بر همین اعتقاد بوده تا درگذشته است.
شیخ و دیگر متکلم بزرگ معتزله که در فقه و احکام شریعت هم صاحبنظر است، ابو بکر اصم «2» میباشد که به جریال هم معروف است. او میگوید: من در مورد هر یک از دو گروه شرکتکننده در جنگ جمل متوقف هستم و درباره هیچ کدام نه به هدایت حکم میکنم و نه به گمراهی و درباره پسندیدگی و برتری هیچیک از دو گروه سخن نمیگویم، ولی میگویم اگر علی بن ابی طالب (ع) در جنگ با عایشه و طلحه و زبیر به این قصد و نیت بوده است که از فتنه و فساد در زمین جلوگیری کند و آنان را از به ناحق چیره شدن و ستم بر بندگان خدا بازدارد، همانا که راهش صحیح و مأجور است و اگر با این کار اراده زور و ستم و استبداد و کومت بدون مشورت با علما را داشته و میخواسته است با چیرگی بر مردم فرمانروایی کند و به دیگران زیان برساند گمراه و گمراهکننده و اهل دوزخ است. سپس سخن خود را چنین توضیح داده است که من از آن جهت که موضوع برایم پوشیده و نیت افراد برایم پنهان و باطل شبههانگیز و حق نزد عاقلان سخت پوشیده است، چنین میگویم، و درباره گروه دیگر نیز همین گونه میگویم که اگر عایشه و طلحه و زبیر در جنگ با علی (ع) و یارانش قصد داشتهاند او را از استبداد در حکومت بدون رضایت علما بازدارند و از قاتلان عثمان خونخواهی کنند و کار خلافت را به شورا واگذارند تا مسلمانان خود هر که را میخواهند برگزینند، بدون تردید افرادی هدایتکننده،
______________________________
(1) محمد بن هذیل عبدی نخستین متکلم نظری معتزله (235- 130 ه ق) است و از آثارش چیزی بر جای نمانده است. رجوع کنید به دانشنامه ایران و اسلام؛ مقاله ینبرگ، ص 1126- 1124. م
(2) ابو بکر اصم قهستانی (درگذشته 313 ه ق). رجوع کنید به معجم المؤلفین؛ ج 9 ص 159. م