الجمل و النصره لسید العترة یا نبرد جمل صفحه 36

صفحه 36

او بیعت نکنند و به امیر المؤمنین گفتند: اگر این تقاضای ما را، در مورد قبول امامت و بیعت با خود، نپذیری در اسلام شکاف و در دین رخنه‌ای پدید خواهد آمد که اصلاح آن ممکن نخواهد بود. علی (ع) که برای تأکید حجت، از پذیرش خلافت خودداری می‌کرد، پس از شنیدن این گفتار آنان، برای بیعت دست دراز کرد و مردم همچون شترانی که به آبشخور هجوم می‌آورند برای بیعت هجوم آوردند؛ آن گونه که از شدت هجوم ردای علی (ع) را پاره کردند و حسن و حسین از فشار مردم زیر دست و پا افتادند.


(1) این بیعت نموداری از رغبت و اشتیاق مردم درباره حکومت علی (ع) بود و اینکه او را بر تمام افراد دیگر مقدم می‌دانستند و خواهان هیچ کس دیگر نبودند و برای خود چاره و پناهی جز این کار نمی‌دیدند و با این ترتیب بیعت همه مهاجران و انصاری که در بیعت عقبه و جنگ بدر شرکت کرده بودند و همه مؤمنانی که در راه دین پیکار کرده و از پیشگامان تشرف به اسلام بودند و در التزام رکاب پیامبر نیکو از آزمایش بیرون آمده بودند و از نیکان و صالحان و گزیدگان شمرده می‌شدند صورت گرفت. و بیعت با علی (ع) چنان نبود که یک یا دو یا سه تن بیعت کرده باشند؛ آنچنان که بیعت با ابو بکر منحصر به چند تن از یارانش بود و تنها نخست بشیر بن سعد با او بیعت کرد و پس از او گروهی دیگر از مردم آن کار را انجام دادند. «1» برخی هم گفته‌اند بیعت با ابو بکر نخست فقط از سوی بشیر و عمر بن خطاب صورت گرفته است. برخی هم گفته‌اند بیعت با ابو بکر با بشیر بن سعد و عمر بن خطاب و ابو عبیدة بن جراح و سالم (وابسته ابو حذیفه) تمام شده و صورت گرفته است. و گفته‌اند بیعت با کسی با کمتر از چهار تن از مسلمانان صورت نمی‌گیرد. برخی هم گفته‌اند بیعت با شرکت پنج تن صورت می‌گیرد؛ پنج تنی که با ابو بکر بیعت کرده‌اند و نخستین افراد بوده‌اند، عبارتند از: قیس بن سعد (؟!) «2» و اسید بن حضیر- که این دو از انصارند- و عمر و ابو عبیده و سالم، از مهاجران، و سپس دیگر مردم با توجه به بیعت این پنج تن بیعت کرده‌اند. به روزگار ما جبایی «3» و پدرش و گروهی از اصحاب آنان بر همین عقیده‌اند.
______________________________
(1) برای اطلاع بیشتر در این مورد، رجوع کنید به تاریخ طبری، ترجمه ابو القاسم پاینده؛ ص 1347 و ابو بکر جوهری (در گذشته 223 ه ق)، السقیفه و فدک، چاپ دکتر محمد هادی امینی؛ ص 49 و ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه؛ ج 2، ص 39. م
(2) به احتمال قوی اشتباه است و همان بشیر بن سعد صحیح است. م
(3) عبد السلام بن محمد جبائی (درگذشته 321 ه ق) از بزرگان معتزله است. م
(1) در مورد بیعت با عمر بن خطاب هم همین گونه است؛ برخی پنداشته‌اند که بیعت با کسی، با بیعت کردن یک تن از مردم با او صورت می‌گیرد و از جمله متکلمانی که این چنین عقیده دارند، خیاط «1»، بلخی، ابن مجالد و برخی از اصحاب اختیارند و می‌گویند بیعت و امامت برای عمر چنین صورت گرفت که ابو بکر به تنهایی امامت را برای عمر قرار داد و با او بیعت کرد. اینان درباره عثمان هم همین عقیده را دارند و می‌گویند خلافت عثمان فقط با بیعت عبد الرحمن بن عوف با او صورت گرفته است، ولی کسانی که با این گروه در این موضوع مخالفند می‌گویند بیعت با عمر از این جهت صورت گرفته است که ابو بکر با سمت امامتی که داشته است خلافت را برای او تعیین کرده است و در مورد عثمان هم می‌گویند علاوه بر عبد الرحمن بن عوف دیگر افراد شورا که چهار تن بوده‌اند نیز بیعت کرده‌اند و جمع بیعت‌کنندگان با عثمان پنج نفرند که یکی از ایشان عبد الرحمن بن عوف بوده است. بنا بر این، مخالفان ما هم معترفند که شمار بیعت کنندگان با ائمه ایشان [ابو بکر، عمر و عثمان] بسیار اندک بوده است و همان شماری است که ما ذکر کرده‌ایم و این خود از براهینی است که بر ضرر ایشان است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه