الجمل و النصره لسید العترة یا نبرد جمل صفحه 55

صفحه 55

از بردگان خود- را روانه کرد (1) و گفت: هر کس را که در خانه فاطمه است بیرون بیاور و اگر بیرون نیامدند بر در خانه‌اش هیزم فراهم آور و بگو که اگر برای بیعت بیرون نیایند خانه با آنان آتش زده خواهد شد. سپس عمر خود همراه گروهی از جمله مغیرة بن شعبه ثقفی و سالم (وابسته حذیفه) حرکت کرد و بر در خانه فاطمه دختر رسول خدا (ص) آمد و بانگ برداشت که ای فاطمه! کسانی را که به خانه‌ات پناهنده شده‌اند بیرون فرست تا بیعت کنند و در کاری که مسلمانان در آمده‌اند درآیند وگرنه سوگند به خدا آنان را به آتش خواهم کشید. و این حدیثی مشهور است «1». از سوی دیگر مردم یمامه چون دانستند که ابو بکر به خلافت رسیده است، حکومتش را نپذیرفتند و از فرستادن زکات خودداری کردند، آنچنان که ابو بکر لشکر فرستاد و آنان را کشت و حکم به ارتداد ایشان داد. در این مورد این ابیات سروده شده است:

«ما از پیامبر خدا تا هنگامی که میان ما بود فرمانبرداری کردیم ولی ای قوم! مرا با ابو بکر چه کار؟ چون بکر مرد، عمرو بجای او نشست و به خدا سوگند این در هم شکننده پشت [غیر قابل تحمل] است.» «2»

به هنگام بیعت ابو بکر، عبد اللّه بن ابی سفیان بن حارث بن عبد المطلب در مدینه نبود و چون به مدینه آمد، متوجه شد که مردم با ابو بکر بیعت کرده‌اند، میان مسجد ایستاد و این ابیات را خواند:

«گمان نمی‌بردم که مسئله خلافت از بنی هاشم بیرون باشد تا چه رسد از ابو الحسن علی (ع)! مگر علی نخستین کس نیست که بر قبله مسلمانان نماز گزارده و داناترین مردم به آثار و سنتها نیست؟ مگر او پایدارترین مردم در عهد با پیامبر نیست و مگر جبریل یاور و مددکار او در غسل دادن و کفن کردن پیامبر (ص) نبوده است؟ او کسی است که آنچه در این قوم وجود دارد در او هم هست، ولی نکویی‌ها و پسندیدگی‌هایش در این قوم نیست. چه چیز شما را از او بازداشت؟ ای کاش می‌دانستیم! همانا که این بیعت کردن شما آغاز فتنه‌هاست.» «3»


______________________________
(1) این موضوع را ابن قتیبه در الامامة و السیاسة؛ ص 19 و ابن عبد ربه در عقد الفرید؛ ج 4، ص 259، آورده‌اند. م
(2) تاریخ طبری؛ ج 3، ص 223. این دو بیت را همراه پنج بیت دیگر آورده و آن را به خطیل بن اوس برادر حطیئه نسبت داده است و برخی از الفاظ در مصراع دوم و سوم تفاوتهای مختصر لفظی دارد.
(3) تاریخ یعقوبی؛ ج 2، ص 124، این ابیات را به عتبة بن ابی لهب نسبت داده و مصراع سوم آن اندک تفاوتی دارد. عتبه پسر ابو لهب، خواهرزاده ابو سفیان هم هست و در سال فتح مکه مسلمان شده است. م
(1) این موضوع را ابو مخنف لوط بن یحیی ازدی از محمد بن اسحاق کلبی و ابو صالح و هم از قول زایدة بن قدامه نقل می‌کند که جماعتی از اعراب برای خریدن خوار و بار به مدینه آمدند. مردم گرفتار مصیبت رحلت پیامبر (ص) بودند. از آنان غافل ماندند، بعد هم سرگرم مسئله بیعت و حکومت شدند. عمر به آن جماعت پیام فرستاد تا پیش او آیند. چون آمدند، گفت: در قبال بیعت با خلیفه رسول خدا، کمک هزینه خوار و بار خود را دریافت دارید [آنچه بخواهید به شما کمک می‌شود] و اکنون هم بیرون بروید و مردم را به بیعت تشویق کنید و ایشان را فراهم آورید و هر کس خودداری کرد بر سر و پیشانیش بزنید. راوی روایت می‌گوید: به خدا سوگند دیدم که آن اعراب کمرهای خود را محکم بستند و پارچه‌های صنعانی حمایل کردند و چماق در دست گرفتند و بیرون رفتند و به جان مردم افتادند و آنان را به زور و اکراه برای بیعت می‌آوردند.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه