گزیده ای ازرنجهای مظلوم تاریخ حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام صفحه 147

صفحه 147

غربت

همین نکته، در ذهن تاریخ، بس

که مظلوم تر از علی، نیست کس

ندیده است یک روز، چشم سحر

ز خورشید چشمم سحر خیزتر

زمن، سر نزد پیشتر آفتاب

مگر خواب بیند، علی را به خواب

به شامم فلک آفتابی نداد

سلام مرا کس جوابی نداد

کسی را چو من، دهر تنها نکرد

زدم هر دری را، کسی وانکرد

مرا می شناسند ویرانه ها

خرابه نشینان و بی خانه ها

در خانه ی من، نبندد کسی

که حاجت روا رفته زین در بسی

حاج علی انسانی

*************

فزت و رب الکعبه

سر نهاده بوتراب اندر تراب

بود غرق شوق و شور و التهاب

محو جانان بود و از خود بیخبر

کامدش شمشیر زهرآگین به سر

غنچه ی لبهای او از هم شکفت

نغمه ی فزت و رب الکعبه گفت

طایر دل را قفس بشکسته دید

مرغ جان از دام تن وارسته دید

بانگ عبدی إرجعی را گوش کرد

باده از جام شهادت نوش کرد

بانگ إنّا لله اش بر لب گذشت

طایر جانش زمرز شب گذشت

نقش شد بر فرش محرابش ز خون

آیه إنّا الیه راجعون

درد عاشق را بود قرمان ز دوست

ای خوش آن درمان که در آن درد اوست

ای خوشا جان باختن در راه عشق

ترک سر کردن به قربانگاه عشق

حمید سبزواری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه