- اهداء 1
- مقدمه 3
- پیشگفتار 12
- رسول خدا و تصویر مظلومیّت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام 17
- مظلومیّت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام بعد از شهادت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم 33
- مظلومیّت امام امیرالمؤمنین علیه السّلام در هنگام دفن حضرت زهرا علیها السّلام 42
- علل تنها گذاشتن ولیّ خدا امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام 46
- مظلومیّت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام در شورای شش نفره 50
- گلایۀ امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام از سستی یاران خود 56
- مظلومیّت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام از سوی برخی،همسران پیامبر 61
- آخرین برگ از زندگی امام امیرالمؤمنین علی علیه اسّلام 64
- امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام درآخرین فرمایش با اصبغ بن نباته 70
- آخرین کلام در فضیلت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام در روزشهادت 75
- مظلومیت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام اززبان آن بزرگوار 82
- شهادت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام 96
- تغسیل وتکفین امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام 105
- مظلومیّت امام امیر المؤمنین علی علیه السّلام پس ازشهادت 115
- مظلومیّت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام درمخفی بودن مرقد مطهّرشان 119
- سخنی چند پیرامون ابوالائمه حضرت ابوطالب علیه السّلام 124
- قسمتی از قصیده کوثریه مرحوم علامه سید رضا هندی 141
- اشعار 141
- اشعاری از مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ محمد حسن مولوی قندهاری 142
- قسمتی از قصیده غدیریه مرحوم آیت الله حاج ملا علی خوئی نجفی 142
- محرم اسرار 144
- مولود کعبه 145
- جوانمرد 146
- فزت و رب الکعبه 147
- آیه إنّا الیه راجعون 147
- غربت 147
- منابع: 148
غربت
همین نکته، در ذهن تاریخ، بس
که مظلوم تر از علی، نیست کس
ندیده است یک روز، چشم سحر
ز خورشید چشمم سحر خیزتر
زمن، سر نزد پیشتر آفتاب
مگر خواب بیند، علی را به خواب
به شامم فلک آفتابی نداد
سلام مرا کس جوابی نداد
کسی را چو من، دهر تنها نکرد
زدم هر دری را، کسی وانکرد
مرا می شناسند ویرانه ها
خرابه نشینان و بی خانه ها
در خانه ی من، نبندد کسی
که حاجت روا رفته زین در بسی
حاج علی انسانی
*************
فزت و رب الکعبه
سر نهاده بوتراب اندر تراب
بود غرق شوق و شور و التهاب
محو جانان بود و از خود بیخبر
کامدش شمشیر زهرآگین به سر
غنچه ی لبهای او از هم شکفت
نغمه ی فزت و رب الکعبه گفت
طایر دل را قفس بشکسته دید
مرغ جان از دام تن وارسته دید
بانگ عبدی إرجعی را گوش کرد
باده از جام شهادت نوش کرد
بانگ إنّا لله اش بر لب گذشت
طایر جانش زمرز شب گذشت
نقش شد بر فرش محرابش ز خون
آیه إنّا الیه راجعون
درد عاشق را بود قرمان ز دوست
ای خوش آن درمان که در آن درد اوست
ای خوشا جان باختن در راه عشق
ترک سر کردن به قربانگاه عشق
حمید سبزواری