غدیر در سیره حضرت علی اکبر علیه السلام صفحه 32

صفحه 32

لهوف، ص: 148

نفرین بر دشمن او

وقت رفتن به میدان

علی اکبر روز عاشورا نزد پدر گرامی اش آمد و اذن میدان طلبید. امام علیه السلام بی درنگ به او اجازه فرمود و در همان حال ناامید از حیات او، به قامت رعنایش نگریست و باران اشک از دیدگانش فرو ریخت.

هنگامی که امام علیه السلام به چهره نورانی فرزندش «علی اکبر» نگریست،

پس امام علیه السلام رو به عمر بن سعد کرده، فریاد زد:

«مالَکَ؟ قَطَعَ اللَّهُ رَحِمَکَ! وَ لا بارَکَ اللَّهُ لَکَ فِی أَمْرِکَ، وَ سَلَّطَ عَلَیْکَ مَنْ یَذْبَحُکَ بَعْدی عَلی فِراشِکَ، کَما قَطَعْتَ رَحِمی وَ لَمْ تَحْفَظْ قَرابَتی مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله؛ خدا نسل تو را ریشه کن کند و به هیچ کارت برکت ندهد و بر تو کسی را چیره سازد که سرت را بعد از من در بستر از تن جدا سازد، همان گونه که تو رشته رحم مرا قطع کردی، و پیوند مرا با رسول خدا نادیده گرفتی!».

وقت شهادت

-نفرین بر دشمن او

...حسین علیه السّلام آمد تا در کنار بدن مبارک فرزند بایستاد، صورتش را بر صورت فرزند نهاد و فرمود:

(قتل اللَّه قوما قتلوک، ما أجرأهم علی اللَّه و علی انتهاک حرمه رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله، علی الدّنیا بعدک العفاء)

، «خداوند بکشد قومی را که تو را کشتند، چه چیز آنها را بر خدا و بر دریدن حرمت رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله جری کرده، بعد از تو تفو بر دنیا».

راوی گوید: زینب دخت علی علیه السّلام از خیمه بیرون شده و ندا می داد: ای حبیب من.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه