شهادت امیرالمومنین علی علیه السلام،صاحب غدیر صفحه 112

صفحه 112

قطام گفت که: من از قبیله خود جمعی را با تو همراه می کنم که تو را در این امر معاونت کنند.

و ابن ملجم نیز در این اوقات که مصمّم قتل علی علیه السّلام بود وقتی شبیب بن بجره را که از قبیله اشجع بود، و مذهب خوارج داشت دیدار کرد گفت: ای شبیب! هیچ توانی که کسب شرف دنیا و آخرت کنی؟! گفت: چه کنم؟

ابن ملجم ملعون گفت که: در قتل علی مرا اعانت کنی.

شبیب گفت: یا ابن ملجم! مادر به عزای تو بگرید. اندیشه امر هولناک کرده ای چگونه بدین آرزو دست توان یافت؟

ابن ملجم گفت: چندین ترسان و بد دل مباش در مسجد جامع کمین می سازیم و هنگام نماز فجر بر وی می تازیم و کار او را با شمشیر می سازیم و دل خود را شفا می بخشیم و خون خود را بازمی جوییم. چندان از این گونه سخن کرد که شبیب را قوی دل ساخت و با خود هم دست و هم داستان نمود، و او را با خود به نزد قطام برد و در این هنگام آن ملعونه در مسجد اعظم بود و قبّه و خیمه از برای او برپا کرده بودند، و به اعتکاف مشغول بود، پس ابن ملجم از اتفاق شبیب با خود قطام را آگهی داد.

آن ملعونه گفت: هرگاه که خواستید او را به قتل آرید، در اینجا به نزد من آیید، پس آن دو ملعون از مسجد بیرون شدند و چند روزی به سر بردند تا شب چهارشنبه نوزدهم رسید، پس ابن ملجم با شبیب و وردان به نزد قطام در مسجد حاضر شدند، آن ملعونه بافته چند از حریر طلبید و بر سینه های ایشان محکم ببست و شمشیرهای زهر آبداده را بداد تا حمایل کردند و گفت: چون مردان مرد انتهاز فرصت برید، و چون هنگام رسید وقت را از دست ندهید.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه