شهادت امیرالمومنین علی علیه السلام،صاحب غدیر صفحه 29

صفحه 29

بکشید او را، که خدایش بکشد.

قیس بن سعد که چنین شنید بر جست و ریش عمر را بگرفت و بگفت: ای پسر صهّاک حبشیّه! و ای ترسنده گریزنده در میدان! و شیر شرزه امن و امان! اگر یک موی سعد بن عباده جنبش کند، از این بیهوده گویی یک دندان در دهان تو به جای نماند از بس دهانت با مشت بکوبند.

و سعد بن عباده به سخن آمد و گفت: ای پسر صهّاک! اگر مرا نیروی حرکت بود در کیفر این جسارت که تو را رفت هرآینه تو و أبو بکر در بازار مدینه از من نعره شیری می شنیدید که با اصحاب خود از مدینه بیرون می شدید و شما را ملحق می کردم به جماعتی که در میان ایشان بودید ذلیل و ناکس تر مردم به شمار می شدید. آنگاه گفت: یا آل خزرج! احملونی من مکان الفتنه. او را به سرای خویش حمل کردند. و بعد هم هر چه خواستند که از وی بیعت بگیرند بیعت نکرد و گفت:

سوگند با خدای که هرگز با شما بیعت نکنم تا هر چه تیر در ترکش دارم بر شما بیندازم، و سنان نیزه ام را از خون شما خضاب کنم، و تا شمشیر در دستم است بر شما شمشیر زنم و با اهل بیت و عشیره ام با شما مقاتلت کنم، و به خدا سوگند که اگر تمام جنّ و انس با شما جمع شوند من با شما دو عاصی بیعت نکنم تا خدای خود را ملاقات کنم و آخر الأمر بیعت نکرد تا در زمان عمر از مدینه به شام رفت.

منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل علیهم السلام(فارسی)، ج 1، ص: 301

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه