حسینیه علوی صفحه 111

صفحه 111

هر کجا حقی شود پامال هستی در غضب

هر کجا عدلی شود بر پای خرسندی کنی

ای طلایه دار اسلام ای امانت دار نور

دست در دست تو باید داد تا صبح ظهور

از عالم بالاست بنیانی که من دارم

علی اکبر لطیفیان

از عالم بالاست بنیانی که من دارم

یعنی همین روح مسلمانی که من دارم

گر سجده بر تولیت آدم نمی کردم

آدم نمی شد خاک انسانی که من دارم

شیر حلال مادران این قبیله هاست

در سینه ام مهر فراوانی که من دارم

نابرده رنجی گنج هایی را به ما دادند

از سفرهٴ مولاست این نانی که من دارم

این کیست که از مقدمش خورشید می ریزد

آتش پرست اوست سلمانی که من دارم

در کشمکش های بلند ذوالفقاری اش

مانده است گیسوی پریشانی که من دارم

در خانهٴ ما سفرهٴ گندم مَیَندازید

دنبال «نان جو»ست مهمانی که من دارم

با ما نشستن آن قدر چیز بعیدی نیست

با هر گدایی هست سلطانی که من دارم

ما را به جرم عشق در بازار بفروشید

ما را به پای حیدر کرار بفروشید

نه میل پروازی و نه اصلاً نه بالی بود

نه حرفی از بالا نه حرفی از کمالی بود

باران نمی آمد زمین نم پس نمی داد و ...

سر تا سر شبه جزیره خشکسالی بود

ماها نبودیم و ندیدیم آن زمان ها را

یعنی نمی فهمیم که دنیا چه حالی بود

محراب ها، سجاده ها بی راهه می رفتند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه