حسینیه علوی صفحه 113

صفحه 113

دارد برای خویش منبر می کند ما را

نهج البلاغه می شود بالای منبرها

پایین منبرهاش دفتر می کند ما را

این کیست که با حرف های آسمانی اش

مقداد و سلمان و ابوذر می کند ما را

یک روز می آید که با چشمان دل تنگش

همسایهٴ زهرای اطهر می کند ما را

دورش نمی اندازد آن را که مقیمش شد

خواجه اگر مولاست، قنبر می کند ما را

ما شیعهٴ دور و بر مرد نجف هستیم

ما خاک پای قنبر مرد نجف هستیم

با نام تو در ناتوانی ام توانی هست

در پیری ام با مهر تو میل جوانی هست

روح تنزّل کرده ات این قدر بالا بود!

آیا برای اوج تو اصلاً مکانی هست؟!

در کعبه و در خانهٴ پیغمبر و در عرش

هر جا که رفتم دیدم از بالت نشانی هست

بالا و پایین رفتن تیغت شهیدم کرد

ابروی تو تا هست ردّ کشتگانی هست

میل یتیم کوفه بودن می کنم امشب

هر جا یتیمی هست دست مهربانی هست

ای پیر نخلستان نشینم، همنشینم باش

یک شب بیا در خانه ام یک تکه نانی هست

هر جا که تو قاری قرآن می شوی آقا

نذر لب تو بوسه های دوستانی هست

هر جا که قاری همین قرآن حسین توست

بی احترامی های چوب خیزرانی هست

طشت طلائی بود و آه و قاری قرآن

وای از حضور خیزران، وای از لب و دندان

علی کسی است که کوثر از او سبو دارد

مهدی نظری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه