حسینیه علوی صفحه 153

صفحه 153

یا تراب ابوتراب شدن

این همه مستجیر مال شماست

التماس فقیر مال شماست

مرد دیروز، حضرت امروز

از احد تا غدیر مال شماست

تا خدا بوده تا خدایی هست

این لقب، این «امیر» مال شماست

از تمامی فرش های زمین

تکه ای از حصیر مال شماست

از سر سفره مدینه فقط

نمک و نان و شیر مال شماست

زندگی تو مثل مردم نیست

نان تو از تبار گندم نیست

بی نظیر عرب بدون مثل

آفتاب عجم بدون بدل

یا هو الظاهر و هو الباطن

یا هو الآخر و هو الأول

تو رسیدی و وحشت افتاده است

بر سر شانه های لات و هبل

اسدالله غزوه احزاب

یل میدان لحظه های جمل

مرد دلدل سوار روز احد

آینه دار خشم عز وجل

الامان از سوار آمدنت

وقت با ذوالفقار آمدنت

نام تو بوی سیب می آرد

روی دل ها بهار می کارد

تو همان پیر مرد نخلستان

پیر مردی که نان جو دارد

ای که دل تنگ صبح زهرایی

گریه چشم های تو دارد...

...اول کوچه بنی هاشم

روی تابوت شهر می بارد

غسل نیلی فاطمه هر شب

خاطرات تو را می آزارد

هیچ کس مثل تو حبیب نداشت

سر سفره نسیم سیب نداشت

«بدر» یادش مانده آن روزی که می لرزاندی اَش

قاسم صرافان

«بدر» یادش مانده آن روزی که می لرزاندی اَش

آن رجزهایی که می خواندی و می ترساندی اَش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه