حسینیه علوی صفحه 159

صفحه 159

ذکر علی حلاوت افطار عاشق است

لب های شیعه را عسلی آفریده اند

ما تشنگان جام شب بدر حیدریم

کان را شراب بی مثلی آفریده اند

وقتی خود خدا به علی ذکر می گرفت

ما را به ذکر لم یزلی آفریده اند

تا حال شعر غیر علی را نخوانده ام

از ابتدا مرا غزلی آفریده اند

تا فاطمه به سینه ی ما یا علی نوشت

دل را بری ز هر خللی آفریده اند

زهرا اگر نبود علی نانوشته بود

ما را به اعتبار ولی آفریده اند

کی امتحان نداده قبول ولا شدیم

ما را ازل به قول بلی آفریده اند

در روز امتحان ولایت خدا گواه

ما را فدائیان ولی آفریده اند

بدبخت می شود هر که ز مهرت رها شود!

یاسر مسافر

بدبخت می شود هر که ز مهرت رها شود!

بیچاره می شود هرکه ز حبت جدا شود

دستش دراز نیست به هر جا و هر طرف

هر کس به درب خانه ی لطفت گدا شود

شیعه که ذکر نادعلی را به لب گرفت

آیا اسیر غصه و درد و بلا شود؟

باید دخیل به رشته ی زلف شما زند

هرکس که خواسته باشد اگر با خدا شود

ما با همه گفته ایم به کوری دشمنان

حیدر شفیع محشر و عقبای ما شود

شاهنشه نجف گدا بر درآمده

لطفی کنی ، روزی ما کربلا شود

ذکر ابوتراب عجب مستی آور است

وحید قاسمی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه