حسینیه علوی صفحه 175

صفحه 175

اگرچه مادر ما بی مزار مانده ولی

در آستانه ی قلب علی، حرم دارد

گفت رسولِ مصطفی، خوشا صفای فاطمه

محمد سعید میرزایی

گفت رسولِ مصطفی، خوشا صفای فاطمه

اوست فداییِ علی، منم فدای فاطمه

خلق جهان برای من، من از برای فاطمه

گفت نبی به مرتضی: بجو رضای فاطمه

که مصطفای او منم، تو مرتضای فاطمه

تو سایۀ منی و من ظلّ عبای فاطمه

کوثر پاک رحمتی آمده جوش فاطمه

ای تو ملیکه الولا فرّ سروش فاطمه

ملک شب عروسی ات حلقه به گوش فاطمه

به دست خود به مرتضی خرقه بپوش فاطمه

مبارک است بر علی رخت ولای فاطمه

چیست حیاط خانه ات؟- صحن عتیق مرتضی

ذکر لب کبود تو نقش عقیق مرتضی

در شب بی ستارگی کیست رفیق مرتضی

شاهپری که می زند پر به حریق مرتضی

شاپرکِ بهشت شد، نور دعای فاطمه

عین علی تو و علی عین ظهور ذات تو

دیدۀ آدم صفی به صفوتِ صفات تو

بحر ولا حسین تو، سفینه النجات تو

مأذنۀ محمّدی «حَیّ علی الصلاتِ» تو

حیات قلب مرتضی، دقایق حیات تو

آب وضوی اولیا، عین صفای فاطمه

نوح به یک اشاره ات عمر دوباره می کند

ملک به حاجت بشر، سویت اشاره می کند

مشکل جمله خلق را دست تو چاره می کند

نبی به دفتر دل تو استخاره می کند

اشک امیر، خاکِ تو پر از ستاره می کند

رسول بوسه می زند به دست و پای فاطمه

طاهرۀ کریمه ای قلب رسول اکرمی

تو پاکی مجسّدی، تو خوبیِ مجسّمی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه