حسینیه علوی صفحه 82

صفحه 82

دستهایم را بگیر از روی لطف ای ذوالکرم

کلبِ دربار توام ، بنما نگاهی یاعلی

سرپرستی کرده ای بر این گدایت در عوض...

...من فقط عار توام ، بنما نگاهی یاعلی

حتم دارم که میایی و مرا هم می خری

بین بازار توام ، بنما نگاهی یاعلی

هرکه آمد در نجف از هیبتت در سجده رفت

ساجدِ خوار توام ، بنما نگاهی یا علی

کاش روزی را ببینم ، که چو میثم آخرش...

...بر سر دار توام ، بنما نگاهی یاعلی

فاطمه کرده مرا دیوانه ی کوی حسین

بر سر کار توام ، بنما نگاهی یاعلی

تا دم مرگم دو چشمم بر در است و منتظر...

...بهر دیدار توام ، بنما نگاهی یاعلی

روزگارم با غلامی علی سر می شود

علی اکبر لطیفیان

روزگارم با غلامی علی سر می شود

هر که را دیدم علی را دیده نوکر می شود

بنده زاده بنده ای دارم که دارد مثل من

چاکری از چاکران کوی حیدر می شود

جای آن دارد بگیرم حلقه دارش کنم

حلقه ای را که ز گوش بندگی در می شود

شان او را نه قلم کافی ست نه دفتر نه فهم

شان سلمانش فقط صدجلددفتر می شود

نفس مثل خیبر است و هیچکس فتاح نیست

فتح این قلعه فقط با دست حیدر می شود

یا که اول هست و آخر نیست یا بالعکس آن

این چه موجودی ست هم اول هم آخر می شود

از همینجا میشود فهمید-با مهر علی-

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه