- پیشگفتار 1
- 1. مدیریت از دیدگاه دانشمندان غربی 5
- اشاره 5
- 2. اندیشه های دانشمندان مسلمان درباره مدیریت 6
- 3. سیمای مدیریت از دیدگاه امام علی(ع) 10
- 1. مدیریت مبتنی بر قوانین الهی 16
- اشاره 16
- 2. مدیریت؛ امانتی الهی 19
- 3. مدیریت و خدمت 21
- ب) شرایط تکلیف 23
- اشاره 23
- 4. مدیریت و تکلیف 23
- الف) شرایط حق 23
- 5. مدیریت و کرامت انسانی 25
- اشاره 33
- 2. اصل تمرکز زدایی 37
- اشاره 37
- الف) تعیین مشاوران 39
- ب) تشکیل جلسههای مشورتی 39
- ج) ایجاد و تجهیز ارتش 39
- د)ترسیم سیاست خارجی هنگام جنگ و صلح 40
- و) تشکیل قوه قضاییه 40
- ز) بهره بردای از هزینه های مالی 40
- ه_) حفظ امنیت داخلی 40
- 3. اصل تشویق و تنبیه 42
- 1. برنامه ریزی 48
- اشاره 48
- 2. سازماندهی 51
- 3. هماهنگی 54
- 4. کنترل و نظارت 57
- 5. تصمیم گیری 61
- اشاره 65
- 1. اختیار 65
- 2. ایجاد روابط صمیمانه انسانی 66
- 3. گذشتهنگری و آیندهنگری 68
- 4. سعه صدر 69
- اشاره 71
- 1. عیب پوشی 72
- 2. پای بندی به ضوابط 73
- 3. وفای به عهد 75
- 1. دستیابی به هدف با هر وسیله 78
- 3. خودپسندی 81
- 4. دوری از مردم 83
- اشاره 85
- 1. نظریه مدیریت علمی 86
- اشاره 92
- 3. نظریه بوروکراسی اداری 92
- الف) تأکید بر عنصر انسانی 94
- ب) تأکید بر تجربه و آگاهی 95
- ج) رابطه انسانی و عاطفی مدیر و زیردستان 96
- د) کنترل و نظارت کارکنان 97
- 4. نظریه مدیریت زمان 98
- اشاره 103
- 1. مدیریت غیرمتمرکز 104
- 2. انتخاب شایسته مدیران و مسئولان 105
- 4. تقویت خودکنترلی 106
- 5.آموزش پیگیر ضمن خدمت 108
- 6. مبارزه با رابطهسالاری و حرکت بر مبنای ضوابط 109
- اشاره 111
- پیشنهادهای کلی 111
- 1. گزینش کارمندان شایسته (شایستهسالاری) 111
- 2. نظارت دقیق و برخورد مناسب با خطاها 112
- 3. پیگیری رویههای نیک و پرهیز از رویههای نادرست 114
- 4. توجه به مأموریت خطیر فرهنگسازی 115
بنابراین، در مدیریت علوی، متناسب با نوع و شدت خطا و نیت خطاکار, برخورد مناسبی در نظر گرفته میشود و ستم و اجحافی در حق کسی روا داشته نمیشود.
3. پیگیری رویههای نیک و پرهیز از رویههای نادرست
برخی از مدیران عادت دارند که پس از انتصاب به سمتی وانمود کنند که ویرانهای را تحویل گرفتهاند و باید برای اعتلای آنجا، تمام رویهها و روندها و حتی افراد موجود را نیز تغییر دهند. این کار افزون بر خسارتهای مادی و معنوی به سازمان، خسارتهای فراوانی نیز به بیتالمال وارد میسازد و معلوم هم نیست که روند جدید در جهت اهداف سازمانی و رسیدن به کمال مطلوب موفق باشد. ازاینرو، در مدیریت اسلامی, سفارش شده است تا حد ممکن، رویهها و روندهای نیک گذشتگان حفظ شود و ادامه یابد و بدون کار کارشناسی, سنّتهای اشتباهی ایجاد نشود.
امام علی(ع) در اینباره به مالک میفرماید:
آداب پسندیدهای را که بزرگان این امت به آن عمل کردند و ملت اسلام با آن پیوند خورده و رعیت با آن اصلاح شدند، برهم مزن و آدابی که به سنّتهای خوب گذشته، زیان وارد میکند، پدید نیاور که پاداش برای آورنده سنّت و کیفر آن برای تو باشد که آنها را در هم شکستی.(1)
این امر با آنچه در مدیریت امروز با عنوان نوسازی سازمانی و بازمهندسی سازمانی(2) خوانده میشود، ناسازگار نیست. اگر مطالعات سازمانی, لزوم تغییرهای ساختاری و اجرایی را ایجاب کنند، خود این تغییرها نیز نوعی بنای
1- [1] . همان.
2- 2. RE-ENGINEERING