- اهداء 1
- مقدمه 3
- پیشگفتار 12
- رسول خدا و تصویر مظلومیّت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام 17
- مظلومیّت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام بعد از شهادت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم 33
- مظلومیّت امام امیرالمؤمنین علیه السّلام در هنگام دفن حضرت زهرا علیها السّلام 42
- علل تنها گذاشتن ولیّ خدا امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام 46
- مظلومیّت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام در شورای شش نفره 50
- گلایۀ امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام از سستی یاران خود 56
- مظلومیّت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام از سوی برخی،همسران پیامبر 61
- آخرین برگ از زندگی امام امیرالمؤمنین علی علیه اسّلام 64
- امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام درآخرین فرمایش با اصبغ بن نباته 70
- آخرین کلام در فضیلت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام در روزشهادت 75
- مظلومیت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام اززبان آن بزرگوار 82
- شهادت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام 96
- تغسیل وتکفین امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام 105
- مظلومیّت امام امیر المؤمنین علی علیه السّلام پس ازشهادت 115
- مظلومیّت امام امیرالمؤمنین علی علیه السّلام درمخفی بودن مرقد مطهّرشان 119
- سخنی چند پیرامون ابوالائمه حضرت ابوطالب علیه السّلام 124
- قسمتی از قصیده کوثریه مرحوم علامه سید رضا هندی 141
- اشعار 141
- اشعاری از مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ محمد حسن مولوی قندهاری 142
- قسمتی از قصیده غدیریه مرحوم آیت الله حاج ملا علی خوئی نجفی 142
- محرم اسرار 144
- مولود کعبه 145
- جوانمرد 146
- فزت و رب الکعبه 147
- غربت 147
- آیه إنّا الیه راجعون 147
- منابع: 148
دعا فرمود. هنوز حضرت دستهایش را پایین نیاورده بود که ابرها مثل کوه در آسمان پیدا شدند و حضرتش از منبر پایین نیامده بود که آب باران از محاسنش سرازیر شد. این بارندگی تا روز جمعه ادامه داشت. باز همان فرد برخاست و گفت: یا رسول الله! در اثر این بارندگی نزدیک است خانه ها خراب شود، دعایی فرما. حضرت فرمود: «خدایا! باران را بر حوالی مدینه نازل فرما، نه بر اهل مدینه». راوی می گوید: حضرت، با دست خود به قسمتی از ابرها اشاره کردند و از آنجا شکافی ایجاد شد و ابرها به اطراف مدینه رفتند و دور شهر را حلقه زدند و یک ماه در صحرا باران بارید در این موقع پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم خندید و فرمود: «خدا ابوطالب را جزای خیر دهد، ای کاش! زنده بود تا چشمش روشن می شد». (این قضیه بیانگر این مطلب است که پیامبر تا زنده بودند در امور حسّاس یاد عموی خود بودند)
14-وَمِنْهَا:مَا ذَکَرْنَا شَیْئاً مِنْهُ وَ هُوَ أَنَّ أَبَا طَالِبٍ سَافَرَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّم فَقَالَ فَلَمَّا کُنَّا نَسِیرُ فِی الشَّمْسِ تَسِیرُ الْغَمَامَهُ بِسَیْرِنَا وَ تَقِفُ بِوُقُوفِنَا. فَنَزَلْنَا یَوْماً عَلَی رَاهِبٍ بِأَطْرَافِ الشَّامِ فِی صَوْمَعَهٍ یُقَالُ لَهُ بَحِیرَا الرَّاهِبُ فَلَمَّا قَرُبْنَا مِنْهُ نَظَرَ إِلَی الْغَمَامَهِ تَسِیرُ بِسَیْرِنَا عَلَی رُءُوسِنَا فَقَالَ فِی هَذِهِ الْقَافِلَهِ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ فَنَزَلَ مِنْ صَوْمَعَتِهِ فَأَضَافَنَا وَ کَشَفَ عَنْ کَتِفَیْهِ فَنَظَرَ إِلَی الشَّامَهِ بَیْنَ کَتِفَیْهِ فَبَکَی وَ قَالَ یَا أَبَا طَالِبٍ لَمْ تَجِبْ أَنْ تُخْرِجَهُ مَعَکَ مِنْ مَکَّهَ وَ بَعْدَ إِذْ أَخْرَجْتَهُ فَاحْتَفِظْ بِهِ وَ احْذَرْ