- مقدمه 1
- اشاره 7
- کنار آمدن با واقعیات 10
- در موقعیتی که هستیم 12
- در جستجوی رضایت خاطر 19
- اشاره 23
- چموشی های دنیا 25
- راه های استفاده ی صحیح از دنیا 26
- عامل بصیرت حقیقی 29
- انسان سالم 31
- غم خود خوردن 33
- چگونگی زنده نگه داشتن قلب 35
- برکات تقوا 38
- ظهور ورع 41
- اشاره 45
- جایگاه تقوی 46
- آبادانی و مرگ قلب 49
- مطمئن ترین ریسمان 55
- نحوه ی حضور انسان در قیامت 58
- اشاره 63
- اتصال به دریای انسانیت 64
- وعظ؛ عامل حیات قلب 65
- عامل استحکام قلب 66
- معنی حکمت 71
- آفات غفلت از مرگ 75
- فجایع دنیا 77
- عبرت از گذشتگان 80
- اشاره 84
- شب قدر و مقام امام معصوم 85
- عبرت از گذشتگان 87
- یاد معاد عامل بصیرت 91
- تمدن غربی، تمدنی نیازآفرین 92
- زندگی پاک 97
- برکات کنترل گفتار 99
- بیشتر روزهایش خاموش بود 100
- در بین دو انحراف 101
- عالی ترین ثمره ی زندگی 106
- غفلت از وظیفه 107
- اشاره 110
- زندگی با سکوت 113
- زندگی در ناکجاآباد 114
- توقفی کارساز 118
- غفلت از ضعف های خود و فروافتادن در مبهمات 119
- زندگی بر امواجی سهمگین 121
- وقتی پیروزی به سراغ انسان می آید 125
- راه های آزادی از وَهم 132
- دینداری جدّی 136
- اشاره 136
- عقل کامل، دینداری کامل 138
- طلوع زندگی 140
- دینداری سینه چاک 142
- آفات عمل زدگی 145
- در جستجوی گوهر شکیبایی 148
- دارایی های بهشت سوز 154
- اشاره 160
- علی علیه السلام و تفقه در دین 161
- بهترین راه برای تقرب به خدا 163
- آفات رفاه 166
- تحرکی برتر 169
- نتایج واگذاری امور به خدا 170
- مافوق غم ها و شادی ها 173
- مشکل ما درونی است 175
- توصیه ای برای وحدت اراده ی عبد با ربّ 177
- وسعت انسان تا کجا! 180
- وقتی انسان ها بیدار شوند 182
- اشاره 185
- سیر قلب به سوی حقیقت 187
- چه اندازه هستیم؟ 192
- طلب خیر یا استخاره 193
- اشاره 212
- علوم قلابی 213
- همان قدر هستید که می توانید با خدا حرف بزنید 226
- دارایی، نه دانایی 229
- اشاره 233
- خداوند و سخن گفتن بی زبان 234
- رابطه ی سکوت و حکمت 237
- شنیدن های بی حاصل 241
- سرگرمی هایی که ما را بازی می دهند 242
- انتخاب های بی رمق 244
- گله ی امام خمینی«رضوان الله تعالی علیه» 246
- شاهکار شیطان 247
- اندیشه های گناه آلود 249
- راه نجات از علم غیرمفید 251
- نونهالان را دریابید 252
- گسیختن رشته های علایق تاریک 254
- اشاره 263
- نظر به جایگاه حادثه ها با نگاه الهی 265
- پیروزی واقعی 267
- علی علیه السلام و وحدت شخصیت 269
- رابطه ی مقام وحدت با شریعت 270
- عصاره ی حیات معنی دار 272
- اهمیت شناخت مسائل جاری در اجتماع 274
- نگرش بنیادین 276
- اشاره 278
- حضوری فوق زمان و مکان 280
- سفر از تیرگی به روشنایی 286
- عوامل کنترل هوس 287
- مژده ی خداوند 296
- پرورش در فضای وظیفه ی الهی 297
- چگونگی زندگی دائمی با خدا 299
- نگاه به چراغ های امید 300
- اشاره 303
- نوری که از پشت سر می آید 307
- عامل تشخیص انحراف 309
- کدام علم؟ 310
- مراء؛ حجاب حقیقت 317
- نفرین امام بر اهل مراء 319
- مراء؛ دروازه ی ورود به اخلاق رذیله 321
- ادب مناظره 323
- بهترین توصیه در علم آموزی 326
- انگیزه ی شایسته در تحقیق 329
- سوز حقیقت یابی 332
- برکات غم غربت 333
- اشاره 336
- رؤیای مخوف 338
- مرگ؛ دریچه ای به نعمت بزرگ 341
- زندگی با دو کانون 343
- وسعت نگاه 345
- دالان ورود به عافیت 347
- زیبائی های دنیا 353
- اصالت به انتخاب های وَهمی! 355
- اشاره 360
- در جستجوی رهایی 361
- ظهور قدرت اسرارآمیز کمال 363
- فهم نادانی ها 364
- مشکل غرب 366
- علمی ماوراء کلام 367
- بهترین شرایطِ احساس حضور خداوند 368
- جهت گیری صحیح روح 371
- عرفان حقیقی 373
- اشاره 379
- تفاوت وعظ با حکمت 380
- عدم امکان دو خدا در عالم 381
- رابطه ی دوگانگی با نقص 383
- خداوند عین بقاء است 389
- اشاره 396
- ظهور بصیرتِ توحیدی 403
- ظهور توحید 407
- سایه در خورشید گم شد والسلام 410
- ظهور بندگی 414
- بقای بعد از فنا 418
- اشاره 421
- مرگ زشت و مرگ زیبا 423
- چشم بستن واقعه را تغییر نمی دهد 425
- آزاد از پیش فرض های ذهنی 427
- هدیه ی بزرگ حضرت علی علیه السلام به بشریت 429
- واژگونی بشریت 431
- رازِ بزرگی های امیرالمؤمنین علیه السلام 433
- چهره ی دنیا در نگاه امام علی علیه السلام 434
- آبادانی اش ویران شود 439
- راه نجات از حرص 441
- اندک اندک گشت عارف خرقه دوز 442
- چگونگی عبور از صراط 444
- دینداری همان رفتن است 445
- معنای سفر به قیامت 446
- همنشینی با سنگ و چوب 447
- شرط سفر توجّه به مقصد است 449
- اشاره 452
- آنگاه که معروف منکَر و منکَر معروف می شود 454
- سفر از ظلمات به سوی نور 456
- سفری به سوی زیبائی ابدی 459
- چاره ی راه 463
- در وسعتی به وسعت همه ی انسان ها 466
- برای کدام زندگی؟ 469
- این ها از تنه ی درخت انسانیت جدا شده اند 471
- وقتی دیوارهای تنگ خودبینی خراب می شود 473
- خدا را باید در رعایت حق دیگران پیدا کرد 474
- قلب های طوفانی 475
- خطای برادران مان، خطای ما است 477
ملاحظه کنید چگونه تلاش و فعالیت در زندگی، نه تنها هیچ منافاتی با سپردن امور به خدا ندارد بلکه عین آن است و در آن حال انسان اراده می کند مظهر اراده ی الهی شود و این هیچ ربطی به جبرگرایی ندارد. زیرا حضرت اراده می کنند برای رضای خدا با معاویه بجنگند ولی کار را به خدا واگذار می کنند و لذا هرگز انتظار ندارند نتیجه ی آن کار آن طور باشد که می خواهند، چون امور را به خدا واگذاشته اند پس برای هر نتیجه ای آماده اند. در جنگ با معاویه، خوارج از عمروعاص فریب می خورند. حضرت برای حَکَمیّت، ابن عباس را که مرد هوشیار و سیاستمداری بود پیشنهاد می کنند امّا دشمن زیر بار نمی رود و حضرت چاره ای جز پذیرفتن ابوموسی اشعری نمی بینند و ابوموسی هم فریب عمر و عاص را می خورد و حضرت علی علیه السلام را عزل می کند در حالی که جریان حکمیت برای این نبود. آیا فکر می کنید همان طور که ما از جریان حکمیّت حرص می خوریم حضرت علی علیه السلام هم حرص می خورند؟ مطمئن باشید چنین نیست، چون خیلی فرق است بین ما و بین کسی که همه ی امور را به خدا سپرده است. درست است که عمروعاص با حیله گریِ خود جریان جنگ را تغییر داد امّا چون حضرت همه ی امورشان را به خدا سپرده اند می دانند در نهایت همان نتیجه برای بشریت مفید خواهد بود. بر عهده ی حضرت بود که به خوارج بگویند فریب خوردید شاید بیدار و متوجه شوند. بعد هم که وظیفه شان را در جنگ کردن با خوارج دیدند با آن ها جنگیدند، به صورتی که در جنگ نهروان کمتر از 10 نفر از خوارج باقی نماندند. پس همه جا وظیفه شان را انجام دادند و به همین خاطر هم هیچ گاه از عملکرد خود پشیمان و ناراحت نشدند. همه ی امور را به خدا وانهاده بودند و می دانستند که همه امور به دست اوست و به همین دلیل به هر نتیجه ای که از طرف خدا می رسید راضی بودند. این یک توکّل ناب است و خوب است که هر کدام از ما نیز به چنین مسیری فکر کنیم. به حکم وظیفه، تحرک داشته باشیم و تلاش کنیم امّا اگر به نتیجه ی مطلوب خود نرسیدیم مأیوس و ناراحت نشویم. برای خدا درس بخوانیم، به امید خدا اگر قبول شدیم شکر می کنیم و اگر قبول نشدیم بدون آن که ناراحت شویم صبر می کنیم، چون تلاش خودمان را کرده ایم و براساس انجام وظیفه هم تلاش کرده ایم نه براساس حرص و هوس. ملاحظه بفرمائید در این حرکات هرگز جبری در میان نیست بلکه حکایت از توکّل ناب دارد. جبر یعنی این که انسان از تکلیف خود حذف شود و گمان کند دست او در اموراتش