نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 449

صفحه 449

ر جنگ جمل بر کشته طلحه و عبد الرحمان بن عتاب بن اسید گذشت وچنین فرمود:

ابو محمد(1) در اینجا غریب افتاده است. به خدا سوگند، که خوش نداشتم قریش، کشته در زیر نور ستارگان افتاده باشند. خونخواهی کردم از بنی عبد مناف ولی بزرگان بنی جمح از دست من گریختند. آنان برای کاری که لایق آن نبودند گردن کشیدند، ولی گردنهایشان شکسته شد و به مقصود نرسیدند.

کلام: 210

و من کلام له علیه السلام

قَدْ اءَحْیا عَقْلَهُ، وَ اءَماتَ نَفْسَهُ، حَتَّی دَقَّ جَلِیلُهُ، وَ لَطُفَ غَلِیظُهُ، وَ بَرَقَ لَهُ لا مِعٌ کَثِیرُ الْبَرْقِ، فَاءَبانَ لَهُ الطَّرِیقَ، وَ سَلَکَ بِهِ السَّبِیلَ، وَ تَدافَعَتْهُ الْاءَبْوابُ إ لی بابِ السَّلامَهِ، وَ دارِ الْإِقامَهِ، وَ ثَبَتَتْ رِجْلاهُ بِطُمَاءنِینَهِ بَدَنِهِ فِی قَرارِ الْاءَمْنِ وَالرَّاحَهِ، بِمَا اسْتَعْمَلَ قَلْبَهُ وَ اءَرْضَی رَبَّهُ.

ترجمه: سخنی از آن حضرت (علیه السلام)

خردش را زنده گردانید و نفسش را میرانید. تا پیکر ستبر او لاغر شد و دل سختش به لطافت گرایید. فروغی سخت روشن بر او تابید و راهش را روشن ساخت و به راه راستش روان داشت. به هر در زد و درها او را به آستان سلامت و سرای اقامت راندند. و به آرامشی که در بدنش پدید آمده بود، پاهایش در قرارگاه ایمنی و آسایش استوار بماند. بدانچه دل خود را به کار واداشت و پروردگارش را خشنود ساخت.

کلام: 211

و من کلام له علیه السلام یَحُثُ فِیهِ اءصْحابَهُ عَلَی الْجِهادِ

وَاللَّهُ مُسْتَاءْدِیکُمْ شُکْرَهُ، وَ مُوَرِّثُکُمْ اءَمْرَهُ، وَ مُمْهِلُکُمْ فِی مِضْمارٍ مَحْدُودٍ لِتَتَنازَعُوا سَبَقَهُ، فَشُدُّوا عُقَدَ الْمَآزِرِ، وَاطْوُوا فُضُولَ الْخَواصِرِ، لاتَجْتَمِعُ عَزِیمَهٌ وَ وَلِیمَهٌ، مَا اءَنْقَضَ النَّوْمَ لِعَزائِمِ الْیَوْمِ، وَاءَمْحَی الظُّلَمَ لِتَذاکِیرِ الْهِمَمِ.

ترجمه: سخنی از آن حضرت (علیه السلام) در برانگیختن اصحابش به جنگ

خداوند از شما می خواهد که سپاس او به جای آورید. و فرمانروایی خود را برای شما نهاده است. در میدان پهناور مسابقت مهلتتان داده


1- 70.ابومحمد کنیه طلحه بن عبید الله است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه