مناقب علوی در شعر فارسی صفحه 113

صفحه 113

آنکه روز و شب کنار دوست بود بندۀ خدمتگزار دوست بود

آن که در بستر به جای دوست خفت تا زبان بودش سخن از دوست گفت

آن که در میدانِ جنگ از کشته ها ساخت تیغ او ز دشمن پشته ها

آن که در محراب و هنگام دعا کرد جرّاحش برون پیکان ز پا

آن که با تن پروری پیکار کرد سلطنتها داشت،لیکن کار کرد

آن که در غوغای آشوب و نبرد مرد بود و مرد بود و مردِ مرد

قدرت شمشیر و زور شیر داشت شیر بود و تکیه بر شمشیر داشت

صاحب اندیشه و تدبیر بود مرد میدان بود و خیبرگیر بود

گر غم دل را بیان با چاه کرد خلق را از راز حق آگاه کرد

گر چه از نامردمی ها جان سپرد مرد زاد و مرد ماند و مرد مُرد

روز رحلت وارث دل ریش را گفت:کن تنظیم کار خویش را

زندگی با نظم آسان می شود دردها در نظم درمان می شود

نظم شام تیره را روشن کند نظم گلخن را به از گلشن کند

گردش گیتی ز نظم آمد پدید نظم شد بر قفل محنتها کلید

ها،علی،برخیّ جانت جان ما

عشق تو آغاز ما،پایان ما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه