مناقب علوی در شعر فارسی صفحه 13

صفحه 13

سنائی(قرن ششم هجری)

ابو المجد مجدود بن آدم سنائی شاعر و عارف قرن ششم هجری است.

ابتدا به دستگاه غزنویان راه جست.سرانجام از مدح صاحبان زر و زور دست شست و به دامن عرفان دست زد و به زهد گرایید.سنائی بعد از سفر مکه به غزنین برگشت و تا پایان عمر به گوشه گیری گذراند.وی،دوستدار خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام)بوده است.سنائی علاوه بر دیوان اشعار که چاپ شده است،مثنویهای عرفانی مانند«حدیقه الحقیقه»و آثار دیگر دارد.

در نعت و منقبت هژبر انسان علی عمران گوید

-1

ای امیر المؤمنین ای شمع دین ای بو الحسن ای به یک ضربت ربوده جان دشمن از بدن

ای به تیغ تیز رستاخیز کرده روز جنگ وی به نوک نیزه کرده شمع فرعونان لگن

تیغ الاّ اللّه زدی بر فرق لا گویان دین هر که لا می گفت وی را می زدی بر جان و تن

تا جهان خالی نکردی از بتان و بت پرست تا نکردی لات را شهمات و عُزّی را حزن

تیغ ننهادی ز دست و دِرْع ننهادی ز پشت شاد باش ای شاه دین پرور،چراغ انجمن

گر نبودی زخم تیغ و تیرت اندر راه دین دین نپوشیدی لباس ایمنی بر خویشتن

لاجرم اکنون چنان کردی که در هر ساعتی کافری از جور دین بر خود بدرّد پیرهن

مرحبا ای مهتری کز بیم تیغت در جهان پیش چشم دشمنانت خون همی آید لبن

کهترانت را سزد گر مهتری دعوی کنند ای امیر نام گستر وی سوار نیزه زن

هیچ کس را در جهان این مایۀ مردی نبود کو به میدان خطر سازد برای دین وطن


1- (*) دیوان سنائی، [1]تصحیح استاد فقید مدرّس رضوی،از انتشارات کتابخانۀ سنائی،تهران 1354 ش.)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه