- پیشگفتار 1
- شیر خدا 8
- فضل حیدر 8
- در نعت علی(علیه السلام) 10
- در نعت و منقبت هژبر انسان علی عمران گوید 13
- مِهر انور 14
- سپهدار اسلام شیر خدای 16
- شیر حقّ 18
- قاضی دین رسول،خازن گنج بتول 20
- قصیده در مدح حضرت ولایت 22
- ای شحنۀ نجد و نجف،هستی خلافت را خَلف 24
- در منقبت مولی علی علیه السلام 27
- ولای مرتضی(علیه السلام) 28
- در منقبت علی بن ابیطالب(علیه السلام) 29
- در منقبت ساقی کوثر 31
- تو قبلۀ دعایی 33
- در مدینۀ علم رسول(صلی الله علیه و آله) 35
- در منقبت شاه ولایت علی علیه السلام 37
- در منقبت حضرت امیر المؤمنین علی ابن ابیطالب(علیه السلام) 39
- قصیده در مدح مولای متقیان علی(علیه السلام) 41
- بهترین خلق بعد از بهترین انبیاء 43
- قائم مقام احمد و محمود کردگار 45
- وصف نور یزدان علی(علیه السلام) 48
- در مدح امیر مؤمنان علی علیه السلام 51
- امیر المؤمنین حیدر علی عالی اعلا(علیه السلام) 53
- بخشندۀ خاتم،علی(علیه السلام) 56
- در مدح شیر یزدان علی بن ابیطالب علیه السلام 58
- فی مناقب اسد اللّه الغالب علی بن ابیطالب(علیه السلام) 60
- در منقبت هزبر السالب لیث الغالب علی بن ابیطالب(علیه السلام) 62
- در نعت علی(علیه السلام) 64
- در ستایش شیر یزدان علی علیه السلام 66
- ای روی دلها سوی تو،محراب جان ابروی تو! 68
- در مدح مولانا امیر المؤمنین علیه السلام 70
- در تغزّل و مدح سیّد اولیا علیه السّلام 72
- فی مدح مولی الموالی علی علیه السلام 74
- حصن ولایت 76
- در تهنیت عید غدیر و مدح مولای متقیان(علیه السلام) 78
- ای ثناگوی تو حق،راوی مَدْحَت جبریل 80
- در منقبت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السّلام 83
- در شرح اسرار اسمای علی مرتضی(علیه السلام) 85
- مرآت حق و مظهر داور،علی علی 87
- در منقبت مولای متّقیان(علیه السلام) 89
- عکس جمال علی(علیه السلام) 91
- قصیده فی مناقب مولی المؤمنین علی بن ابی طالب علیه الصلاه و السّلام 93
- حلاّل مشکلات کشتی نجات علی علیه السّلام 95
- در ستایش سیّد الموحّدین امیر المؤمنین حضرت علی علیه السّلام 97
- رهبر آزادگان 99
- به پیشگاه مولی(علیه السلام) 101
- ماهِ انجمن 103
- منقبت مولی الموالی حضرت مولانا و مقتدانا امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام 105
- در منقبت علی عالی اعلا 107
- به مناسبت میلاد حضرت مولا علی علیه السلام 109
- علی(علیه السلام) 112
- علی(علیه السلام)مظهر عدل و داد 114
- آ-الف 132
- ب 133
- پ 134
- ت 134
- ح 135
- خ 135
- ذ 136
- ر 136
- ز 136
- ش 137
- ط 138
- ظ 138
- ض 138
- غ 139
- ق 139
- ف 139
- گ 140
- ل 140
- ک 140
- م 141
- ه 143
- و 143
- ی 144
سنائی(قرن ششم هجری)
ابو المجد مجدود بن آدم سنائی شاعر و عارف قرن ششم هجری است.
ابتدا به دستگاه غزنویان راه جست.سرانجام از مدح صاحبان زر و زور دست شست و به دامن عرفان دست زد و به زهد گرایید.سنائی بعد از سفر مکه به غزنین برگشت و تا پایان عمر به گوشه گیری گذراند.وی،دوستدار خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام)بوده است.سنائی علاوه بر دیوان اشعار که چاپ شده است،مثنویهای عرفانی مانند«حدیقه الحقیقه»و آثار دیگر دارد.
در نعت و منقبت هژبر انسان علی عمران گوید
-1
ای امیر المؤمنین ای شمع دین ای بو الحسن ای به یک ضربت ربوده جان دشمن از بدن
ای به تیغ تیز رستاخیز کرده روز جنگ وی به نوک نیزه کرده شمع فرعونان لگن
تیغ الاّ اللّه زدی بر فرق لا گویان دین هر که لا می گفت وی را می زدی بر جان و تن
تا جهان خالی نکردی از بتان و بت پرست تا نکردی لات را شهمات و عُزّی را حزن
تیغ ننهادی ز دست و دِرْع ننهادی ز پشت شاد باش ای شاه دین پرور،چراغ انجمن
گر نبودی زخم تیغ و تیرت اندر راه دین دین نپوشیدی لباس ایمنی بر خویشتن
لاجرم اکنون چنان کردی که در هر ساعتی کافری از جور دین بر خود بدرّد پیرهن
مرحبا ای مهتری کز بیم تیغت در جهان پیش چشم دشمنانت خون همی آید لبن
کهترانت را سزد گر مهتری دعوی کنند ای امیر نام گستر وی سوار نیزه زن
هیچ کس را در جهان این مایۀ مردی نبود کو به میدان خطر سازد برای دین وطن
1- (*) دیوان سنائی، [1]تصحیح استاد فقید مدرّس رضوی،از انتشارات کتابخانۀ سنائی،تهران 1354 ش.)