مناقب علوی در شعر فارسی صفحه 139

صفحه 139

ع

عبهر:/نرگس

عجین:/خمیر شده،سرشته شده

عروه الوثقی:/دستاویز محکم

عقار:/شراب،می

عقد پرن:/رشتۀ مروارید پروین یا ثریا،مراد ستاره های پروین است.

عقول عشره:/فرشتگان دهگانه که وسائط مابین جسمانیات و ذات حق اند

عنبر سارا:/مادۀ خوشبوی خالص

عنقا:/مرغی است افسانه ای مانند سیمرغ

عوار:/عیب

عین الیقین:/کیفیّت و ماهیّت چیزی را دریافتن و بعد آن را به چشم دیدن

غ

رغاب:/بیشه ها،جنگلها(جمع غابه)

غبن:/ضرر،زیان

غراب:/کلاغ

غرّۀ غرّا-غرّه:/پیشانی-غرّا:روشن و سپید(غرّۀ غرا:کنابه از سربلندی و آبرومندی است)

غزا:/جنگ

غضنفر:/شیر درنده

غلمان:غلامان،خدمتکاران بهشتی(جمع غلام)

غوث:/فریادرس

ف

فتنه:/شیفته،فریفته،آشوب

فرخار:/نام شهری است در ترکستان که به حسن خیزی معروف است

فرقدین:/نام دو ستاره نزدیک قطب شمالی که مدام گرد قطب می گردند.

فصل الخطاب:/هر کلامی که فصیح و روشن و جدا کنندۀ حق از باطل باشد:مانند احادیث نبوی(صلی الله علیه و آله)

ق

قاسطان:/جابران و ستمکاران(جمع قاسط)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه