مناقب علوی در شعر فارسی صفحه 14

صفحه 14

از برای نصرت دین ساختی هر روز و شب طبل و منجوق و طراده نیزه و خود و مِجَن

روز حرب از هیبت تیغت بلرزیدی زمین همچنان کز بیم خصمی تند،مردی ممتحن

ذو الفقارت گر بدیدی کرگدن در روز جنگ کاه گشتی در زمان،گر کوه بودی کرگدن

سرکشان را سر بسر نابود کردی در جهان تختهاشان تخته کردی حُلّه هاشان را کفن

این جلال و این کمال و این جمال و منزلت نیست کس را در جهان جز مر ترا ای بو الحسن

هر دلی کو مهرت اندر دل ندارد همچو جان هر دلی کو عشقت اندر جان ندارد مقترن

روی جنّات العُلی هرگز نبیند بی خلاف لا یزالی ماند اندر نار با گُرم و حَزَن

گر نبودی روی و مویت هم نبودی روز و شب گر نبودی رنگ و بویت گل نبودی در چمن

چون تو صاحب دولتی هرگز نبودی در جهان هم نخواهد بود هرگز چون توئی در هیچ فن

مِهر انور

کار عاقل نیست در دل مهر دلبر داشتن جان نگین مُهر مِهر شاخ بی برداشتن

از پی سنگین دل نامهربانی روز و شب بر رخ چون زر نثار گنج گوهر داشتن

چون نگردی گرد معشوقی که روز وصل او بر تو زیبد شمع مجلس مهر انور داشتن

هر که چون کرکس به مرداری فرود آورد سر همچو طوطی کی تواند طَمْع شکّر داشتن

رایت همّت ز ساق عرش بر باید فراشت تا توان افلاک زیر سایۀ پر داشتن

تا دل عیسّی مریم باشد اندر بند تو کی روا باشد دل اندر سُمّ هر خر داشتن

یوسف مصری نشسته با تو اندر انجمن زشت باشد چشم را در نقش آزر داشتن

احمد مرسل نشسته کی روا دارد خرد دل اسیر سیرت بو جهل کافر داشتن

ای به دریای ضلالت در،گرفتار آمده زین برادر یک سخن بایست باور داشتن

بحر پُر کشتی است لیکن جمله در گرداب خوف بی سفینۀ نوح نتوان چشم معبَر داشتن

گر نجات دین و دل خواهی همی تا چند ازین خویشتن چو دایره بی پا و بی سر داشتن

من سلامتخانۀ نوح نبی بنمایت تا توانی خویشتن را ایمن از شر داشتن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه