مناقب علوی در شعر فارسی صفحه 38

صفحه 38

در شب جان باختن بر جای احمد تکیه کرد ز انکه جای مصطفی هم مرتضی را درخور است

پیش لطفش هشت جنّت وادیی باشد سراب نزد قهرش هفت دوزخ تودۀ خاکستر است

عالم علم نهان کاندر دبیرستان او تختۀ تعلیم طفلان قصّۀ خیر و شر است

سینۀ ناپاک بد مهری که در جان و دلش جای شاهنشاه مردان نیست جای خنجر است

یا امیر المؤمنین آنی که گر گوید کسی نیست جز حبّ تو ایمان مؤمنان را باور است

هر که نبود میوۀ حبّ تواش،چون چوب خشک آتشش باید زدن،گر خود همه عودِ تَر است

خطبه بر نامت چو خواند بلبل روح القدس گلبن طوبی ز روی پایه چوب منبر است

بحر الطاف ترا دریای اخضر نیم موج بلکه هر یک قطره ئی از آن چو بحر اخضر است

ای چراغ شرع و شمع دین دلیل راه شو کاندرین ظلمت سرانور تو ما را رهبر است

کرد اهلی جان فدا بهر شهید کربلا وز«سَقاهُم رَبُّهم» مزدش شراب کوثر است

گر حسودان همچو رو به دشمن جان ویند غم ندارد آنکه او را شیر یزدان رهبر است

سایۀ آل علی پاینده بادا کاین پناه سایبانی از برای آفتاب محشر است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه