مناقب علوی در شعر فارسی صفحه 63

صفحه 63

ز رشک نازکی و نوبهار طلعت تو طراوت و طرب از طبع فرودین خیزد

مدام از نی کلکم که رشک نیشکرست به وصف لعل تو گفتار شکّرین خیزد

بدان رسیده که بر طبع خویش رشک برم کزان سفینه چسان گوهری چنین خیزد

سزد که سجده برم پیش طیع قاآنی کزو نهفته همی مدح شاه دین خیزد

علی که گر کندش مدح طفل ابجد خوان ز آسمان و زمین بانگ آفرین خیزد

شهی که خاتم قدرت کند چو در انگشت هزار ملک سلیمانش از نگین خیزد

به روی زین چو نشیند گمان بری که مگر هزار بیشه غضنفر ز پشت زین خیزد

شبیه پیکر یکران اوست کوه گران ز کوه اگر روش صرصر بَزین خیزد

شهاد و بینی ذات او و رسول خدای نه از دو دیده که از دیدۀ دو بین خیزد

به روز عرض سخا صدهزار گنج گهر ز آستین تو ای شاه راستین خیزد

بجای موج ز رشک کف تو بحر محیط زمان زمان عرق شرمش از جبین خیزد

به روز رزم تو هر خون که خورده در زهدان ز بیم خشم تو از چشم هر جنین خیزد

بنزد شورش رزم تو شور و غوغایی کز آسمان و زمین روز واپسین خیزد

هزار بار بنسبت از آن بود کمتر که روز معرکه از پشه یی طنین خیزد

برای آنکه ترا روز و شب سلام کنند ز جنّ و انس و ملایک صفیر سین خیزد

مخالفان ترا هر زمان بجای نفس ز سینه ناله برآید ز دل انین خیزد

ز من که غرق گناهم ثنای حضرت تو چنان غریب که گوهر ز پارگین خیزد

تو آن شهی که گدایان آستان ترا هزار دامن گوهر ز آستین خیزد

گدای راه نشینم ولی به همّت تو یسار گنج گهربارم از یمین خیزد

شها ثناگر خود را ممان به درگه خلق که شرمسار کند جای و شرمگین خیزد

چنان به یک نظر لطف بی نیازش کن که از سرد و جهان از سرِ یقین خیزد

هزار سال بقا باد دوستان ترا بشرط آنکه زهر آنش صد سنین خیزد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه