مناقب علوی در شعر فارسی صفحه 89

صفحه 89

ملک الشعرای بهار(1266-1330 ش.)

محمد تقی بهار فرزند ملک الشعراء محمد کاظم صبوری بزرگترین گویندۀ پارسی در چند قرن اخیر تاریخ ادبی ایران است.وی شاعری گرانمایه،محققی بزرگ و نویسنده و استادی فعّال و عالیقدر بود.در سنین جوانی بجای پدر ملک الشعراء آستان قدس رضوی شد.بهار در انواع شعر قدیم و شیوه های نو و اشعار اجتماعی و خلق ترکیبات و مضامین تازه، استادی بی نظیر بود.

تصحیح«تاریخ سیستان»و«مجمل التواریخ و القصص»و تصنیف «سبک شناسی»(در سه جلد)از جمله آثار تحقیقی او است.

دیوان اشعارش در دو مجلد چاپ شده است.

در منقبت مولای متّقیان(علیه السلام)

-1

دل من خواهی ای ترک و ندانی که خطاست از چو من عاشق دلباخته جان باید خواست

عشق تو حکمروا گشت بتا بر دل من نیست یکدل که نه عشق تو بر او حکمرواست

ای ببرده دل یک شهر به آراسته روی آفرین باد بر ایزد که چنان روی آراست

نیست جز رنج و بلا بر من از این عشق،بلی عشق را چون نگری یکسره رنج است و بلاست

ماه را نیست چنین روی و چنین جعدِ بخم سرو را نیست چنین زلف و چنین قامت راست

من خورم خون جگر،دو لب تو سرخ ز چیست من کشم بار بلا،زلف تو خمّیده چراست

آهوی چشمت ای شوخ!دل من بفریفت مگر این دل نه دل مدحگر شیر خداست

بو الحسن آنکه بدو فضل به انجام رسید وانکه بنهفت توان فضل وی امروز کجاست

ولیّ ایزد یکتا که به پیش در او، آسمان همچو غلامان رهی پشت دوتاست

هر چه بی خواهش او گر همه نیکیست بدی است هر چه بی طاعت او گر همه هستی است فناست


1- (*) دیوان ملک الشعرای بهار،به اهتمام محمد ملک زاده،تهران 1335 ه.ش.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه