مناقب علوی در شعر فارسی صفحه 9

صفحه 9

فضل زین الاصفیا داماد فخر انبیا کافریدش خالق خلق آفرین از آفرین

ای نصواب گر ندانی فضل سرّ ذو الجلال آیت«قربی »نگه کن و آنِ«اصحاب الیمین(1)»

«قل تعالو اندع(2)»بر خوان و رندانی گوش دار لعنت یزدان ببین از«نبتهل(2)»تا«کاذبین »

«لا فَتی الاّ علی »برخوان و تفسیرش بدان یا که گفت و یا که داند گفت جز«روح الامین »

آن نبی وز انبیا کس نی به علم او را نظیر وین ولی وز اولیا کس نی به فضل او را قرین

آن چراغ عالم آمد وز همه عالم بدیع وین امام امّت آمد وز همه امّت گُزین

آن قوام علم و حکمت چون مبارک پی قوام وین معین دین و دنیا وز منازل بی معین

از متابع گشتنِ او حور یابی با بهشت وز مخالف گشتنِ او وَیْل یابی با انین

ای به دست دیو ملعون سال و مه گشته اسیر تکیه کرده بر گمان،برگشته از عین الیقین

گر نجات خویش خواهی در سفینۀ نوح شو چند باشی چون رهی تو بینوای دل رهین

دامن اولاد حیدر گیر و از طوفان مترس گرد کشتی گیر و بنشان این فزع اندر پسین

گر نیاسایی تو هرگز روزه نگشایی به روز وز نماز شب همیدون ریش گردانی جبین

بی تولاّ بر علی و آل او دوزخ تر است خوار و بی تسلیمی از تسنیم و از خلد برین

هر کسی کودل به نقص مرتضی معیوب کرد نیست آنکس بر دل پیغمبر مکّی مکین

ای به کرسی برنشسته آیه الکرسی به دست نیش زنبوران نگه کن پیش خان انگبین

گر به تخت و گاه و کرسی غرّه خواهی گشت خیز سجده کن کرسی گران را در نگارستان چین

سیصد و هفتاد سال از وقت پیغمبر گذشت سیر شد منبر ز نام و خوی سکّین و تکین

منبری کالوده گشت از پای مروان و یزید حق صادق کی شناسد و آنِ زین العابدین

مرتضی و آل او با ما چه کردند از جفا یا چه خلعت یافتیم از معتصم یا مستعین

کان همه مقتول و مسموند و مجروح از جهان وین همه میمون و منصورند امیر الفاسقین

ای کسائی هیچ مندیش از نواصب وز عدو تا چنین گوئی مناقب،دل چرا داری حزین؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه